ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - تبيين روشن تر بحث
اطاعت كامل وا مىدارد و به رستگارى مىرساند.»
در «آيه ٣٦ سوره احزاب» تأكيد مىشود كه وقتى از سوى خدا و رسول (رهبر جامعه و نظام اسلامى) حكمى قطعى اعلام شد، هيچ انسان مؤمنى حقّ اعتراض و اختيار خودمحورى ندارد كه اين خود، معصيت و نافرمانى بزرگ و گمراهى آشكار خواهد بود.
ملاحظه مىشود كه تبيينها و دلايل قرآنى درباره مسئله تسليم (نسبت به دلايل عقلى)، بسيار دقيقتر و محكمتر و روشنتر است.
وامّا روايات
روايات نيز در اين زمينه بسيار است. در روايتى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
«اگر مردمى خداى يگانه بىشريك را عبادت كنند و نماز بگزارند و زكات دهند و حجّ خانه خدا به جاى آورند و ماه رمضان را روزه بگيرند و سپس بعد از همه اينها نسبت به چيزى كه خدا و رسول گفته و كردهاند، بگويند: چرا برخلاف اين نكرد؟ يا چنين چيزى در دل خود احساس كنند (بدون آنكه بر زبان آورند)، به سبب همين، به (درجهاى از) شرك مبتلا شدهاند.»[١]
و همان حضرت فرمودند:
«هركه دوست دارد ايمانش كامل شود، بايد بگويد: قول و گفتار من در هر چيزى، دقيقاً همان قول و گفتار آل محمّد (ص) است، در آنچه پنهان كنند يا آشكار سازند و در آنچه به من برسد و آنچه به من نرسد.»[٢]
و از امام باقرالعلوم (ع) روايت شده كه فرمودند:
«تكليف مردم تنها سه چيز است: شناخت ائمّه، تسليم بودن در برابر آنها و ارجاع اختلافات خود به ايشان.»[٣]
تبيين روشنتر بحث
از آنچه گذشت، چنين به دست مىآيد:
١. انسان بايد خويش را بشناسد و منزلت وجود خود را قدر بداند؛
٢. در اين صورت درخواهد يافت كه خداوند او را براى هدفى والا و غايتى ارجمند آفريده است؛
٣. اين غايت بزرگ، تعالى و تكامل انسان است تا گوهر وجودى او استخراج شده و گنجينه هستى و خلقتش به هدر نرود؛
٤. بر اين اساس، خداوند براى او رهنمايان و امامانى قرار داده است كه از علم و عصمت كامل برخوردارند. امام و راهنما اگر معصوم و داراى علم و دانش كامل نباشد، نخواهد توانست فرد، امّت و جهان را به هدف آفرينش و رستگارى كامل برساند؛
٥. اين راه براى انسانها، ناشناخته، تاريك، خطرناك، داراى پيچ و خم، چاه و درّه و لغزشگاهها و نيز رهزنهاى بسيار است و بدون وجود آن راهنمايان يا با راهنمايانِ دروغين و بدون صلاحيّت و شأن الهى و عصمت و علم كامل، امكان طىّ اين راه، اساساً وجود ندارد؛
٦. بنابراين، جنبه فاعلى كه از آسمان تأمين مىشود، كامل و بىعيب و نقص است؛ امّا طرف ديگر، يعنى جنبه قابلى كه پيروان انبيا و امامان هستند نيز بايد علل و عوامل هدايت را در خود كامل و بىعيب و نقص ارائه دهند تا به آن غايت الهى و ارجمند نائل شوند و اين همان تسليم است.
اين دين و اين طرّاحى و ساختار الهى، عقلانى و حكيمانه است. پس، پيرو آن نيز بايد عقلانى و حكيمانه عمل كند. يعنى اگر مىخواهد آن را بپذيرد بايد با عقلانيّت و خردمندى كامل بپذيرد و چون پذيرفت، همين عقلانيّت و خردمندى حكم مىكند كه از اين پس، در طىّ راه، نسبت به راهنماى خود بايد تبعيّت محض و تسليم كامل باشد. اگر در رشد و اعتلاى عقلى خود به اسرار و رموز دستورات پى برد، طبعاً با آرامش و اطمينان بيشترى به راه ادامه مىدهد و اگر پى نبرد، دقيقاً با همان آرامش و اطمينان ره مىسپارد و به جلو مىرود. درست مانند آرامشى كه در طىّ كردن مسيرى سنگلاخ، كوهستانى و پر از درّه و لغزشگاه و در دل تاريكى، نسبت به تبعيّت و تسليم در برابر راهبلد، در دل او به وجود مىآيد و چنانچه نورى تابيد و توانست آن درّهها و لغزشگاههاى خطرناك و عميق را بنگرد، هم به راز و رمز سختى و خطير بودن راه پى مىبرد، هم از خطرات مىرهد و سالم به مقصد مىرسد. هم خدا را سپاس مىنهد كه چنين راهنمايى داشته است و هم به ضرورت و معقوليّت مسئله تسليم عميقاً آگاه مىشود.
اكنون تصوّر كنيد اگر انسان ناپخته و مغرور و نادانى در دل آن تاريكى و سنگلاخ و آن خطر، ساز خودمحورى كوك كند و بخواهد عقل و فهم خود را ملاك قرار داده و به جاى تسليم محض در برابر راهنما و راه بلد به تشخيص و علم (ناقص و كوركورانه) خود عمل كند، در اين صورت آيا جز خطر هلاكت او را تهديد خواهد كرد؟ و آيا عقلا و فرزانگان او را ملامت نخوهند كرد؟ و اگر نورى بتابد و خطرها را ملاحظه كند، آيا بر نادانى خويش تأسّف نخواهد خورد؟
٧. با اين مثال يا مثال طبيب و بيمار به خوبى مىتوان دريافت كه تسليم كامل راهنماى الهى و رهبر مشروع (چه در زمان معصوم و چه در دوران غيبت امام معصوم (ع)) حقيقتاً صبغهاى ضرورى و نيز معقول دارد و بنابراين نه كوركورانه است و نه نابخردانه؛
٨. در اين صورت، بايد اذعان كرد كه پُز روشنفكرى دادن يا ژست خودمحورى گرفتن و از زيربار تسليمِ كامل شانه خالى كردن است