ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - عزادار حقيقى و عمل به وظيفه اش در قبال امام زمان (عج)
دنيا و آخرت بود؟
گفتيم كه يك منتظر و عزادار حقيقى اگر بخواهد به بزرگترين آرزويش كه همراهى با محمّد (ص) و آل او در دنيا و آخرت است، برسد، بايد چند چيز را در وجودش ايجاد كند كه عبارتند از:
- معرفت نسبت به محمّد و آل محمّد (ص) و دوستان آنها؛
- مودّت و دوستى با آنها و دوستانشان؛
- برائت و دشمنى با دشمنانشان؛
با صرف نظر از عامل اوّل، يعنى معرفت كه به فكر و قلب انسان مربوط مىشود. دو عامل ديگر يعنى مودّت و برائت، هر چند جايگاهشان در قلب انسان است، امّا شرط پذيرفته شدنشان عملى شدن آنها و ظهور خارجى آنها است. اساساً همانطور كه قبلًا نيز گفته شد، مودّت عبارت از محبّتى است كه ظهور خارجى دارد و در عمل نشان داده مىشود.
برائت و دشمنى با دشمنان آنها نيز امرى است كه بايد در عمل نشان داده شود و ظهور خارجى داشته باشد.
سؤال اساسى و مهم اين است كه عملى شدن مودّت و برائت و ميزان ظهور خارجى آنها چيست؟
بهتر است جواب را از خود امام زمان (ع) بگيريم، ايشان در زيارت «آلياسين» فرمودند: «هرگاه خواستيد به زيارت ما بياييد و به خدا و ما توجّه كنيد، چنين بگوييد:
«نُصْرَتى مُعَدَّةٌ لَكُم وَ مَوَدَّتى خالِصَةٌ لَكُم؛
يارى من براى شما مهيّا و آماده است و مودّتم نسبت به شما خالص است.»
بنابراين از نظر مبارك و شريف امام زمان (ع) آنچه كه يك منتظر و شيعه حقيقى در هنگام زيارت و ملاقات با امام زمانش- علاوه بر جنبه معرفتى- بايد داشته باشد، دو چيز است:
١. آمادگى كامل؛ ٢. مودّت خالص.
آمادگى كامل، يعنى تمامى شرايط يك منتظر حقيقى را داشته باشى. بايد خود را حقيقتاً «وقف» اهل بيت (ع) كنى. در درجه اوّل بايد همه دلمشغولىها و دلبستگىها را كه مانع ملحق شدن تو به امام زمان (ع) مىشوند، از بين ببرى و بعد بايد با همه موانعى كه مانع ظهور امام زمان (ع) مىشوند، در حدّ توان خود بجنگى. در دعاى روز سهشنبه از خداوند تبارك وتعالى چنين درخواست مىكنيم:
«اللهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ جُنْدِكَ فَانَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغالِبُونَ وَاجْعَلْنى مِنْ حِزْبِكَ فَانَّ حِزبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُون وَاجْعَلْنى مِنْ اوْليائِكَ فَانَّ اوْليائَك لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُم يَحْزَنُون.»
بايد دانست كه بدون آمادگى و مودّت خالص نمىتوان سرباز خدا و از دوستان خدا و امام زمان (ع) بود.
مودّت خالص، يعنى محبّتى كه در راه خدمت به آنها، تو را از همه تعلّقات آزاد كند؛ بهطورى كه به راستى با كمال صداقت بتوانى به حضرت و اجداد طاهرينش چنين خطاب كنى:
«بِأبى أنْتُمْ وَ امّى و اهْلى وَ مالى وَ اسْرَتى؛[١]
پدر و مادرم و اهل و مال و خويشانم فداى شما باد!»
مودّت خالص، يعنى حضرت و اهداف مقدّسش را بر هر چيز ترجيح دهى و چيزى مانع خدمت صادقانه تو به او و نيز دشمنى حقيقى، مؤثّر و عملى تو با دشمنانش نشود.
مودّت خالص، يعنى اينكه بدانى هر خدمتى كه مىكنى و زحمتى كه مىكشى و هر فرصتى كه براى صرف عمر و مال و استعدادت در راه حضرت پيدا مىكنى، همگى از توفيقات الهى و توجّهات حضرت ولىّعصر (عج) است و اگر لطف و عنايت آنها نباشد، هرگز به اين راه كشيده نمىشوى و به همين سبب، به جاى منّت گذاشتن و متوقّع بودن، شكرگزار و ممنون باشى و به جاى تكبّر نسبت به بندگان خدا، با آنها مهربان و نسبت به آنها متواضع باشى و به جاى عجب و خودپسندى و غرورى كه ممكن است از اين كارها به سراغت بيايد، از كوتاهىها، غفلتها، كمكارىها و راحتطلبىهاى خود و نيز تلف كردن فرصتها و نعمتها، شرمسار و خجل باشى.
بنابراين عزادارى موفّقتر و به مقام منتظر نزديكتر است كه در درجه اوّل، در خودسازى موفّق باشد، زيرا كسى كه پيام عاشورا را فهميده باشد، خوب مىداند كه كسى به سيّدالشّهدا (ع) نزديكتر است كه از شباهت و سنخيّت بيشترى نسبت به آن حضرت برخوردار باشد، به علاوه خودسازى نوعى انتقام عملى از دشمنان امام حسين (ع) است. هرقدر در يك جامعه، تعداد انسانهايى كه بيشترين شباهت را به امام حسين (ع) داشته باشند و بيشتر پيرو مكتب آن حضرت باشند، افزون گردد، دشمنان امام حسين و امام زمان (ع) خشمگينتر، ضعيفتر و منزوىتر مىشوند و زمينه براى ظهور منتقم اصلى مهيّاتر مىشود. در درجه بعدى، عزادارى موفّقتر و به مقام منتظر نزديكتر است كه براى اهداف امام زمان (ع) قوىتر و مفيدتر باشد.
عزادار حقيقى كينه مقدّس خود را نسبت به دشمنان امام حسين (ع) و منتقم خون او در عمل نشان مىدهد. هرقدر كينه مقدّس عزادار نسبت به دشمنان بيشتر باشد، او را در خودسازى و اجراى عمليات انتقام قوىتر و در مبارزه با موانع ظهور منتقم اصلى جدّىتر و پرتلاشتر مىكند؛ به عبارت ديگر، ميزان صداقت يك عزادار در عمل ثابت مىشود تا در شعار.
برائت و كينه مقدّس نسبت به دشمنان امام زمان (ع) كه مانع اصلى ظهور او هستند، همان چيزى است كه عزادار حقيقى به آن نياز دارد.
هرقدر يك عزادار به وظايفى كه نسبت به منتقم اصلى و منجىّ عالم دارد، بيشتر عمل كند،[٢] به خلوص و صداقت نزديكتر است؛ زيرا عزادارى و زندگى او از عنصر انتقام بيشتر برخوردار است. در غير اين صورت، عزادارى او توأم با ضعف و ذلّت است. شكّى نيست كه سيّدالشّهدا (ع) و امام زمان (ع) از ديدن قدرت، قوّت و شجاعت در عمل، در عزاداران و محبّان خود خشنود و خرسند و از ديدن ضعف، ذلّت، غفلت و ترس در آنان، بيزار هستند.
عزادار حقيقى درس شجاعت و قدرت، ضربه زدن به دشمن و خطرناك بودن براى او را، خيلى خوب از اصحاب عاشورا ياد گرفته است. عزادارى كه وجودش براى استكبار جهانى و دشمنان امام زمان (ع) خطرناك نيست، عزادارى كه شجاعت مبارزه با موانع ظهور حضرت و ضربه زدن به آنها را ندارد يا اصلًا چنين دغدغه و هدفى را ندارد، بايد در صداقت و محبّت خود نسبت به آنها شك كند.