ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - تعريف مفاهيم
سنّت و تجدّد در خاورميانه
س. اميديان
تاريخچه تجدّدخواهى در «خاورميانه»، مقارن حضور استعمار در اين منطقه است؛ زيرا از اين طريق، امكان ارتباط با «اروپا» و آشنايى با دستاوردهاى «انقلاب فرانسه» به شاخصه مدرنيسم فراهم شد. اين آشنايى، بخشى از اين جوامع را به تكاپو واداشت؛ به اين دليل كه آنها در قياس با غرب، احساس عقبماندگى شديدى مىكردند كه قبلًا از آن بىخبر بودند.
از آن زمان كه سوداى تجدّدخواهى و مدرنيزاسيون، بخشى از نخبگان اين جوامع را با خود همراه كرد، بحث از دفاع از سنّتها در برابر آن نيز مطرح شد؛ جريانى كه تا به امروز نيز به قوّت خود باقيست؛ مسئلهاى كه در پيوند با هويّت اين جوامع است و اگر حل شود، روند رشد آن را به شدّت تسريع خواهد كرد.
مقاله حاضر در روند بررسى رابطه اين دو فاكتور در «خاورميانه»، سعى در پاسخگويى به اين دو سؤال دارد كه:
- آيا سنّت و تجدّد به طور ذاتى، داراى تعارض هستند؟ يا اينكه اين تعارض، تنها ناشى از خاستگاه متفاوت فرهنگى است؟
- در صورتى كه تعارض، تنها شكلى است، چه راهكارهايى براى حلّ آن وجود دارد؟
مطالعه به صورت موردى، در سه كشور «ايران»، «تركيه» و «مصر»، به عنوان جريان پيشرو در خاورميانه صورت گرفته است.
تعريف مفاهيم
سنّت: منظور از سنّت، الگوهاى گفتارى، كردارى و رفتارى است كه در زندگى روزمرّه افراد جارى است و بر همه ابعاد زندگى آنها تأثير مىگذارد و به طور تاريخى انتقال مىيابد و در شكلدهى به هويّت افراد نقش دارد.
تجدّد: واژه تجدّد به عنوان معادل مدرنيته ترجمه شده است؛ اگرچه