ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ٣ چرا پس آخرين دولت؟
دولت ما، دولت آينده»، تصريح مىكنند كه:
«وَ لَيْسَ بَعْدَ مُلْكِنَا مُلْكٌ لِأَنَّا أَهْلُ الْعَاقِبَةِ يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛[١]
و بعد از حكومت ما، حكومتى نباشد؛ زيرا ما همان كسانى هستيم كه عاقبت از آنان است؛ خداوند مىفرمايد: «سرانجام نيك، از آن پرهيزكاران است.»
در اين حديث، دو نكته قابل توجّه وجود دارد؛ يكى تصريح به اينكه پس از حكومت اهل بيت (ع)، حكومت ديگرى وجود نخواهد داشت و ديگرى مستند نمودن اين ادّعا به آيه شريفه «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ». از اين استناد، تفسير آيه شريفه نيز به دست مىآيد و با تكيه بر آن، گذشته از حديث، آيه نيز مىتواند آخر بودن زمانى را گواهى دهد.
جالب اينكه اين جمله از «قرآن كريم»، فراز پايانى آيهاى است كه در آغاز آن چنين آمده است:
«إِنَّالْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ؛
زمين از آن خداست و به هركس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مىدهد.»
همانگونه كه مىدانيد اين فراز از آيه نيز مربوط به حكومت حضرت مهدى (عج) است و لذا تأييدى است بر اينكه فراز «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» هم مربوط به حكومت حضرت مهدى (عج) است و با تفسير معصوم (ع) مفهوم آن اين است كه پس از دولت مهدوى، دولت ديگرى وجود ندارد.
امام باقر (ع) مىفرمايند:
«وَجَدْنَا فِى كِتَابِ عَلِىٍّ (ع) إِنَّ الْارْضَ لِلهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ، أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِىَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا اللهُ الْارْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْارْضُ كُلُّهَا لَنَا؛[٢]
در كتاب على (ع)، [در ذيل آيه] «زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد، آن را به ميراث مىدهد» و «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است»، چنين يافتم كه:
من و اهل بيتم، همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما ارث مىدهد و مائيم پرهيزكاران و زمين تماماً از آن ما است.»
در حديث ديگرى از امام باقر (ع) كه پيش از اين، فرازى از آن را نقل كرديم، باز استشهاد به آيه شريفه «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» وجود دارد:
«دَوْلَتَنَا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مَلَكُوا قَبْلَنَا ... وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَى وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛
دولت ما آخرين دولت است و هيچ خاندانى صاحب دولتى نيست؛ مگر اينكه پيش از ما به حكومت مىرسد [و پس از آن، ما به حكومت مىرسيم] ... و اين همان سخن خداوند است كه مىفرمايد: سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است.»
پيش از اين گفتيم كه فراز نخست حديث، اشاره دارد كه هر صاحب ايده و نظريّهاى، قبل از دولت اهل بيت (ع) به حكومت مىرسد و سپس ايده امامت به حكومت مىرسد. حال اگر اين را اضافه كنيم كه مراد از عاقبت، مفهوم زمانى است، نتيجه مىگيريم كه دولت اهل بيت (ع) يا به بيان ديگر، دولت امام مهدى (عج) هم از نظر انديشهاى و هم از نظر زمانى، آخرين دولت است.
حال بايد به اين پرسش پرداخت كه چرا اين دولت، آخرين دولت است؟
٣. چرا پس آخرين دولت؟
در برخى از رواياتى كه در آنها، مسئله آخرين دولت بودن حكومت امام مهدى (عج) مطرح شده، علّت آن نيز تبيين شده است. مثلًا امام باقر (ع) پس از آنكه مىفرمايند: «دولت ما آخرين دولت است و پيش از آن، همه صاحبان قدرت و انديشه به حكومت مىرسند»، در بيان علّت آن مىفرمايند:
«لِئَلَّا يَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِيرَتَنَا إِذَا مَلَكْنَا سِرْنَا بِمِثْلِ سِيرَةِ هَؤُلَاء؛[٣]
تا وقتى شيوه حكومت ما را ديدند، نگويند: اگر ما هم به حكومت مىرسيديم، به شيوه اينان رفتار مىكرديم.»
همچنين امام صادق (ع) پس از آنكه مىفرمايند: «پيش از برقرارى دولت ما، همه گروهها به حكومت مىرسند»، علّت اين تقدّم و تأخّر را چنين بيان مىدارند:
«حَتَّى لَايَقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّينَا لَعَدَلْنَا ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ الْعَدْل؛[٤]
تا كسى نگويد: اگر ما هم به حكومت مىرسيديم، به عدل رفتار مىكرديم. پس از آن، برپاكننده حق و عدل قيام مىكند.»
از مجموع اين دو حديث چنين برمىآيد كه علّت تأخير دولت امامت، اتمام حجّت تاريخى و عملى است. بايد بشر به تجربه دريابد كه راه عدالت، جز از طريق اهل بيت (ع) نمىگذرد و برقرارى عدالت، جز به دست مردان عدالتپيشه و امامان معصوم ممكن نيست. تبيين اين حقيقت در گرو توجّه به اين سه امر است:
نخست، عدالت مهمترين نياز بشريت است و امور ديگر فرعى و غيراصولى است. سامان جامعه بشرى به برقرارى عدل و داد است و بدون آن، نظام زندگى اجتماعى از هم مىپاشد.
دوم، اجراى عدالت نياز به مردان عادل دارد. هر دستى توان عدالتگسترى ندارد. عدالتگسترى نياز به مردانى دارد كه معصوم و از هرگونه هوس به دور باشند. مردان آلوده هوس، به هوس رفتار مىكنند؛ نه به عدالت. آنكه به هوس رفتار مىكند و پيرو هواى نفس خويش است، توان اجراى عدالت را ندارد. به همين جهت در انديشه شيعى، يكى از شرايط امامت، عصمت است.