ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - زينب (س)، آموزگار حيا و پاكدامنى
آموزگار حيا
فرزانه وطننواز
وفات حضرت زينب (س)، بانوى نمونه تاريخ بشريت، دخت فاطمه (س)، سرور زنان دو عالم و على (ع)، مرد مردان، تربيت يافته مكتب محمّدى (ص) و خواهر، مونس، همدم و سنگ صبور حسن و حسين (ع) بود و آموزگار مكتب عاشورا كه در صحنه «كربلا» همپاى مردان و ياران امام حسين (ع) نقشآفرين اصلى و قهرمان مبارزه به شمار مىرود. اين بانوى گران قدر، الگوى همه دختران جوان و افتخار و سرمشق همه مردان است. او همانند حسين (ع) و چون خاندان پاكش، مىدانست ايستادن در برابر دشمن خدا و ولايت، يعنى ايستادن در مقابل جرم وستم و فساد؛ يعنى تسليم نشدن در برابر حكومت غير الهى و به راستى كه شجاعتش در همه زندگى، از جمله در واقعه عاشورا و پس از آن، بس شگفت و زيبا و تاريخى بود. حضرت زينب (س) مىدانست چگونه با دشمن برخورد كند تا بدون سلاح، نابودش سازد و شكستش دهد. اين ذكاوت و افتخار آفرينى، حاصل تربيت خاندان معصومش، به ويژه زهراى مرضيه (س) بود. با توجّه به اينكه جوانان، دوست دارند انسانهاى شجاع و بىباك و باهوش را الگوى خود قرار دهند، حضرت زينب (س) نمونه بانويى شجاع و هشيار است و برخورد ايشان با دشمن، الگوى ارزشمندى براى جوانان است. در مجلس ابنزياد، آن ملعون با نيش زبانش، به زخم زينب (س) نمك مىزند و براى آزردن او مىگويد:
«كيف رأيت صنع الله باخيك و اهل بيتك؛
كار خدا را با برادر و خانوادهات چگونه يافتى؟
وى در واقع مىخواست بگويد كه ديدى خدا چه بلايى به سرتان آورد؟ زينب (س) با آرامشى كه از صبر و رضاى قلبى او حكايت داشت، بىدرنگ فرمود: ما رأيت الّا جميلا؛ جز زيبايى نديدم.[١]
ابنزياد از پاسخ كوبنده اين شير زن كه در ظاهر، اسير او بود و از اين همه صبر و استقامت و تسليم وى در برابر مصيبتها متعجّب مىشود و از پاسخ دادن به او در مىماند.
زينب (س)، آموزگار حيا و پاكدامنى
زينب (س) در زمين و آسمان، نامى آشناست كه هالهاى از اوصاف نيك و برجسته، آن را در بر گرفته است. صبر زينب (س) نه فقط زبانزد دوست و دشمن است كه آسمانيان نيز از آن در حيرتند؛
«عجبت من صبرك ملائكة السّماء؛
از صبر تو فرشتگان آسمانى به تعجّب آمدند.»
وفاى زينب (س) نيز بر كسى پوشيده نيست؛ زيرا او با تحمّل رنجآورترين حادثهها و فدا كردن جوانانش، وفاى خود را به برادر و امام خود ثابت كرد. با بصيرت و خطبهها و پيامهاى هشيارانه و بيدارگرانه او بود كه انقلاب كربلا تا درون كاخ يزيد در «شام» پيش رفت و يزيد و ابنزياد را به زانو در آورد. كاروان اسرا با تدبير او با سربلندى به «مدينه» رسيد. او حتّى در طول اسارت، عزّت و سربلندى را، عبادت و عرفان را و حيا و عفّت و پاكدامنى و نجابت را به نمايش گذاشت. به راستى كه زينب، زينت پدرش، اميرمؤمنان على (ع) است.
پىنوشتها:
[١]. «الفتوح»، ابناعثم كوفى، ج ٣، ص ١٤٢.