ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - خطر جهل به دين و آخرت
زارى بپردازيد، خداوند فرج ما را نزديك خواهد كرد؛ امّا اگر چنين نباشيد، اين سختى تا پايان مدّتش ادامه خواهد داشت.»
دعا براى حضرت بايد به تناسب شرايط حضرت و شيعيانش باشد. اگر مجالس اهل بيت (ع) هم با همان محتواى معرفتى كه خود سيّدالشّهدا (ع) تعيين فرمودند، برگزار مىگشت، محصول آن، دعاى مضطرّانه براى فرج حسين زمان (عج) مىشد.
محتواى مجالس از نظر امام حسين (ع)
وجود مقدّس امام حسين (ع)، خود بهترين معيار براى تعيين كيفيت و محتواى مجالس است. ايشان در يكى از فرمايشهاى نورانيشان چنين مىفرمايند:
«مَنْ اتانا لَمْ يَعْدَمْ خَصْلَةً مِنْ ارْبَعٍ: آيةً مُحْكَمَةً وَ قَضِيَّةً عادِلَةً وَ اخاً مُسْتَفاداً و مُجالَسَةَ الْعُلَماء؛[١]
هركس به سوى ما آيد و در مجالس ما شركت كند، حدّاقل يكى از چهار چيز را از دست نمىدهد: اصول عقايد و جهان بينى اسلامى، قوانين اخلاقى، برادرى سودمند و همنشينى با علما.»
بنابراين مجالس اهل بيت (ع)، جاى آشنايى مردم با اصول دين و اعتقادات، اخلاقيات و نيز احكام و فروع دين است؛ يعنى همان سه علمى كه رسول الله (ص) يادگيرى آن را بر هر مسلمانى واجب فرموده است. ايشان در فرمايش نورانى، ابتدا طلب علم را بر هر مسلمانى واجب نموده و چنين فرمودهاند:
«طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَةٌ على كُلِّ مُسْلِمٍ؛[٢]
طلب علم بر هر مسلمانى واجب است.»
بديهى است علمى كه يادگيرى آن بر همگان واجب باشد و به عبارت ديگر تحصيل آن واجب عينى است، نمىتواند از نوع علوم روزمرّه باشد؛ بلكه علمى است كه با ساختار وجودى انسان و هدف خلقت او و نيز سعادت دنيا و آخرت او ارتباط مستقيم دارد. آنگاه حضرت در مرحله بعد، علمى را كه تحصيلش بر هر كس واجب است، چنين تشريح مىنمايند:
«انَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ اوْ فَريضَةٌ عادِلَةٌ اوْ سُنَّةٌ قائِمَةٌ وَ ما خَلا هُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ؛[٣]
علم حقيقى سه چيز است: اصول عقايد، اخلاق و احكام و غير از اينها فضل است.»
بنابراين نتيجه مىگيريم كه مجلس مورد رضايت امام حسين (ع) مجلسى است كه در آن، عزاداران با حقيقت دين، معارف الهى و انسانى و نيز وظايفشان به عنوان يك مؤمن و عزادار حقيقى و يك انسان و شيعه راستين آشنا مىشوند.
وقتى برپاكننده مجلس سيّدالشّهدا (ع) خود به مرحله چهارم نرسيده باشد، در تنظيم برنامهها اصالت و عمده وقت مجلس را به مدّاحى و سينهزنى اختصاص مىدهد و نسبت به سخنرانى و سخنران يا اصلًا توجّهى ندارد يا كمتوجّه مىباشد.
خطر جهل به دين و آخرت
گفتيم كه پيامبر (ص) دينشناسى را بر هر مسلمانى واجب فرمود و بر آن تأكيد نموده است. علاوه بر اين، كسانى را كه در اين امر واجب كوتاهى كنند، چنين توبيخ فرمودهاند:
«انَّ اللهَ تَبارَكَ و تَعالى يُبْغِضُ كُلَّ عالِمٍ بِالدُّنْيا جاهِلٍ بِالْآخِرَةِ؛[٤]
به درستى كه خداوند تبارك و تعالى هر عالمِ به دنيايى را كه جاهل به آخرت است، دشمن مىدارد.»
از نظر حضرت، هركس آخرت را كه جايگاه ابدى انسان است، نشناسد، هرچند علوم دنيايى را بداند، مبغوض خدا است؛ زيرا كسى كه آگاهى به آخرت و خانه ابديّت خود نداشته باشد، هرگز نمىتواند خود را براى آن آماده كند. به همين دليل معصومان (ع) شيعيانى را كه به يادگيرى دستورات دينى و معارف الهى نمىپردازند، به شدّت مذمّت و توبيخ كردهاند. رسول اكرم (ص) در اينباره مىفرمايند:
«لَيْسَ مِنّى الَّا عالِمٌ اوْ مُتَعَلِّمٌ؛[٥]
از من نيست؛ مگر عالم يا كسى كه در حال يادگيرى است.»
امام صادق (ع) نيز مىفرمايند:
«لَسْتُ احِبُّ انْ ارَىَ الشَّابَّ مِنْكُم الَّا غادِياً فى حالَيْنِ: امَّا عالِماً اوْ مُتَعَلِّماً فَانْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ، فَانْ فَرَّطَ ضَيَّعَ فَانْ ضَيَّعَ اثِمَ، وَ انْ اثِمَ سَكَنَ النَّارَ وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمّداً بِالْحَقِّ؛[٦]
دوست ندارم جوانى از شما را ببينم؛ مگر اينكه در يكى از دو حالت صبح كند. يا عالم باشد يا در حال يادگيرى؛ پس اگر چنين نكند، كوتاهى كرده است و اگر كوتاهى كند، ضايع كرده است؛ اگر ضايع كند، گناه كرده است؛ اگر گناه كند، قسم به كسى كه محمّد (ص) را به حق مبعوث كرده است، ساكن آتش مىشود.»
آرى. جهل به دين و دستورات آن موجب مىشود كه انسانِ غافل، سر از جهنّم درآورد، به همين دليل است كه حضرت در كلام ديگرى چنين مىفرمايند:
«لَوْ اوتيتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّيعَةِ لا يَتَفَقَّهُ، لَادَّبتُهُ؛[٧]
اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من آورند كه در دين تفقّه[٨] نمىكند، او را ادب خواهم كرد.»
و همچنين آن حضرت آرزو مىكند كه اصحاب و شيعيانش حلال و حرام دين را به دقّت بشناسند تا سر از كوتاهى، تقصير، گناه و عذاب درنياورند، لذا چنين مىفرمايند:
«لَيْتَ السِّياطُ عَلى رُؤوسِ اصْحابى حَتَّى يَتَفَقَّهوا فِى الْحَلالِ وَالْحَرامِ؛[٩]
اى كاش! با تازيانهها بر سر اصحابم مىزدند تا اينكه حلال و حرام دين را خوب بفهمند.»
ببينيم كه امام سجّاد (ع) چگونه شيعيان را به تحمّل سختى در راه فهم درست و دقيق دين تشويق مىفرمايند:
«لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ ما فى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ؛[١٠]
اگر مردم بدانند در طلب علم، چه فايدهاى است؟ آن را مىطلبند؛ اگر