ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - اشكال دوم
نتيجه مطالب فوق، اين است كه مىپذيريم حركت كاروان تا آن هنگام كه در شام حركت مىكردند، شبانه بوده و قبول مىكنيم قافله در مسير بازگشت از كربلا به مدينه، شبانه حركت كرده است.
اهل بيت (ع) ديگر اسير نبودند كه فقط كاروان دار تصميم بگيرد، بنابراين هيچ مانعى نيست كه بگوييم از آن هنگام كه پيشنهاد رفتن به كربلا مطرح شد، در روز هم حركت كردند تا هر چه سريع تر به آرزوى خود، يعنى زيارت مرقد شهيدان برسند و هرچه سريع تر سر امام را به بدن ملحق سازند.
بررسى اشكالها
چكيده همه اين اخبار اين است كه امام سجّاد (ع) به همراه اهل بيت (ع) و سر نورانى سيّدالشّهدا (ع) و به گفته ابناعثم در «فتوح» و ديگران، همراه سرهاى ديگر شهيدان، از دمشق خارج شدند و در مسير بازگشت، پيش از آنها، همان روز، گروهىاندك، از جمله جابربن عبدالله انصارى به همراه عطيّه براى زيارت آمدهاند، آنگاه همگى به مزار شهيدان رفتند و به سوگوارى جانسوزى پرداختند و در همان روز، امام سجّاد (ع) سر پدر را به بدن ملحق ساخت. جابر و عطيّه، همان روز كربلا را به سمت كوفه ترك كردند؛ امّا خاندان داغديده، چند روزى در آن سرزمين ماندند و مجلس سوگ تشكيل دادند و در مجلس عزادارى آن بانوان محترم، زنان روستاهاى اطراف هم حاضر شده و همنوا با آنان گريستند.
اشكال نخست
اهل بيت (ع) خود تصميم گيرنده نبودهاند و بايد رضايت يزيد براى حركت به سمت كربلا جلب شود و با خبث طينتى كه در اين پليد سراغ داريم، گمان نمىرود او اين اجازه را به آنان داده باشد.
پاسخ
ما در جواب، سه گزينه مطرح مىكنيم:
گزينه اوّل: خود يزيد پيشنهاد رفتن به مدينه از سمت عراق را داده باشد و احتمال قوى هم مىداده كه در اين صورت، اهل بيت (ع) به كربلا خواهند رفت. در توجيه اين احتمال مىگوييم: چه مانعى دارد يزيد كه پايههاى حكومت نامشروع خود را سست و ويران مىبيند، چنين دستورى بدهد تا بتواند با مهربانى ظاهرى با خاندان نبوّت، از بىاعتمادى مردم بكاهد؟؛
گزينه دوم: پيشنهاد اصلى رفتن از مسير دمشق، عراق، مدينه، از طرف خود اهل بيت (ع) مطرح شده باشد و يزيد هم مىداند كه اين پيشنهاد به منظور رفتن به كربلاست، ولى باز موافقت مىكند؛ به همان دليلى كه در گزينه پيشين اشاره كرديم؛
گزينه سوم: اهل بيت (ع) به صورت طبيعى از دمشق در جادّه دمشق، مدينه، به حركت درآيند و در بين راه، تصميم خود را نسبت به رفتن به عراق و آنگاه كربلا مطرح سازند. يعنى در دمشق، به طور كلّى صحبتى از رفتن به عراق و كربلا در ميان نيامده باشد.
اشكال دوم
كاروانى كه در آن، بانوان و كودكان، خسته و زجر كشيده بودند، كاروانى كه با نهايت احترام و وقار حركت مىكردند، كاروانى كه شبانه سير مىكردند، اگر در مسير مستقيم دمشق، كربلا هم به راه افتاده باشند، اگر هر شب هشت فرسنگ راه بروند، بيست و دو روز بايد بگذرد تا به مقصد برسد، آنگاه چگونه روز بيستم صفر در كربلا باشند؟