ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - فرجام سخن
پاسخ
در جواب اين ايراد بايد گفت: كاروانى كه از هر لحاظ بسيار مجهّز بوده، كاروانى كه محافظانى داشته و مصيبت ديدگانى كه هنوز آلام آنها تسكين نيافته و آنچه آرامش نسبى به آنها مىدهد، زيارت مرقد امام حسين (ع) است، قافلهاى كه سر مقدّس حسين (ع) را همراه دارد كه بايد هرچه زودتر آن را به بدن ملحق سازند، بزرگوارانى كه مىخواهند هر چه سريع تر به فيض بىمانند زيارت اوّلين اربعين برسند، قافلهاى كه ديگر اسير نيست و خود مىتواند تصميم بگيرد، اگر هم بر فرض، همه مسير را شبانه حركت كرده باشند، اين چنين كاروانى از هر مسيرى كه برود، به خوبى مىتواند خود را روز اربعين به كربلا برساند و چنان كه همين قافله، مسير ١٠ مرحلهاى مدينه، مكّه را به نصف تقليل داد، اينجا هم مىتواند چنين كند.
اشكال سوم
اگر عطيّه كه به همراه جابر بوده، امام سجّاد (ع) را ملاقات كرده، چرا تنها به ذكر كلمات جابر به هنگام زيارت مىپردازد، ولى هيچگونه اشارهاى به نحوه خواندن زيارت از طرف امام نمىكند؟ آيا حق اين نبود كه عطيّه، اين مطلب مهم را هم مىگفت؟ و چون چنين چيزى در گزارش عطيّه نيست، پس بايد گفت او امام سجّاد (ع) و اهل بيت (ع) را ملاقات نكرده است.
پاسخ
بايد توجّه كرد كه در روز اربعين، نخست جابر و عطيّه وارد شدند و زيارت كردند و آنگاه خاندان نبوّت وارد شدند؛ از اينرو عطيّه، گزارش زيارت جابر را نقل كرده است؛ امّا پس از آنكه اهل بيت (ع) داغدار وارد شدند و پس از آنكه بر اساس گفته مرحوم سيّد در مقتل شهيدان، به سوگوارى عمومى مشغول شدند، بسيار طبيعى است كه نامحرمان، از جمله جابر و عطيّه به كنارى بروند تا بانوان داغديده و رنج كشيده، بهتر بتوانند زيارت و سوگوارى كنند و در اين هنگام بوده است كه امام سجّاد (ع) به همراه اهل بيت (ع) به زيارت و سوگوارى خانوادگى پرداختهاند و عطيّه حاضر نبوده تا گزارش كند.
توضيح
در كتاب «ثار الله» هفت اشكال بررسى شده است كه در اينجا به سه اشكال عمده آن پرداخته شد.
فرجام سخن
نتيجه اينكه اهل بيت (ع) بزرگوار امام حسين (ع) در مسير بازگشت از شام به سوى مدينه، در روز اربعين سال ٦١ هجرى (اوّلين اربعين) وارد كربلا شدهاند و همه احتمالهاى سست و بى مدركى كه گروهى ادّعا كردهاند، از جمله:
١. ورود اهل بيت (ع) در اربعين سال ٦٢ بوده است؛[١]
٢. ورود آنان در اربعين سال ٦١ بوده است، منتها قبل از رفتن به شام؛[٢]
٣. ورود آنان در اربعين دوم، يعنى چهل روز دوم (هشتاد روز بعد از عاشورا) بوده است كه مرحوم قاضى اين احتمال را از بعضى نقل كرده و آن را رد مىكند.[٣]
و ... احتمالهاى دور از ذهن و غيرمستند ديگر كه قطعاً و جزماً مردود و باطل است، بلكه دوباره مىگوييم حتّى اگر دو كتاب شريف «لهوف» و «مُثيرالاحزان» را نداشته باشيم، باز مىشود با استناد به مدارك محكم ديگر، اين مطلب را اثبات كرد.
پىنوشتها:
[١]. «الارشاد»، ج ١، صص ٣٤ و ٣٥. «تاريخ الطبرى»، ج ٥، صص ٣٤١ و ٣٨١.
[٢]. «نزهةالقلوب»، ص ١٦٩.
[٣]. «مسالك الممالك»، ص ٢٧.
[٤]. «مرآةالحرمين»، صص ٣٩٥ و ٤٠٩.
[٥]. «الارشاد»، ج ٢، ص ١١٤؛ «الملهوف»، ص ١٨٩ و «تاريخ الطبرى»، ج ٥، ص ٤٥٥.
[٦]. «الارشاد»، ج ٢، ص ١١٤.
[٧]. «اربعين الحسينيه»، ص ٢٥٥.
[٨]. تحقيق درباره اربعين حضرت سيّدالشّهدا (ع)، ص ٣٧.
[٩]. «الارشاد»، ج ١، ص ١١٩.
[١٠]. «الكامل فى التاريخ»، ج ٤، صص ٨٣ و ٨٤.
[١١]. «كامل بهايى»، ج ٢، ص ٢٩١.
[١٢]. تحقيق درباره اربعين حضرت سيّدالشّهدا (ع)، صص ١٠٩ و ١١٠.
[١٣]. امالى (شيخ صدوق)، ص ١٦٧، «اللهوف»، ص ٢١٩، «بصائر الدرجات»، صص ٣٣٨ و ٣٣٩
[١٤]. «الكامل فى التاريخ»، ج ٤، ص ٨٦، «تاريخ الطبرى»، ج ٥، ص ٤٦٢، البدايه.
[١٥]. «اقبال الاعمال»، ص ٥٨٩.
[١٦]. «تاريخ الطبرى»، ج ٥، ص ٤٦٢، «الارشاد»، ج ٢، ص ١٢٢ و «الكامل فى التاريخ»، ج ٤، صص ٨٧ و ٨٨.
[١٧]. «تاريخ حبيب السير»، ج ٢، ص ٦٠، «اللهوف»، ص ٢٢٥ و «مثير الأحزان»، ص ١٥٧.
[١٨]. «الارشاد»، ج ٢، ص ١٢٢ و «روضه الواعظين»، ص ٢٣١.
[١٩]. «قمقام زخار»، ج ٢، ص ٥٨٦.
[٢٠]. «ناسخ التواريخ»، ج ٦، ص ٣٥٤.
[٢١]. تحقيق درباره اربعين حضرت سيّدالشّهدا (ع)، صص ١٩٥ و ١٩٦.