ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - حاصل روضه و اشك سحر
مىخواندهاند. جزئيات حوادث اين مقطع هم به شكل نكتهاى طرح شده است؛ نكاتى مانند ممنوعيّت ترور و مجاز نبودن شروع كردن به جنگ، حتّى به قيمت شهادت امام معصوم (ع)! اين را بايد به كسانى متذكّر شد كه سعى در تطهير يزيد دارند و با عنوان اميرالمؤمنين يزيد (رضى الله عنه) كتاب مىنويسند! نامه يزيد به سرجون مسيحى را هم آوردهايم.
در مقتل هم شهادت اصحاب جدا شده بعد از آن و تعدادى از بنىهاشم آورده شده است. مثلًا ثابت شده كه سنّ حضرت على اكبر (ع) حدود بيست و هفت سال بوده و احتمال زيادى دادهايم كه علاوه بر حضرت علىاصغر كه در عاشورا شهيد شده، نوزاد ديگرى هم در همان روز عاشورا به دنيا مىآيد و او هم شهيد مىشود. بعد از اينها، مقتل و نفرينهاى امام و ... آمده است.
بخش مختصر پايانى هم، قصّههاى بعد از شهادت امام حسين (ع) است. علّت مختصر بودن اين بخش نيز آن است كه مرحوم پدرم، اين اواخر نابيناى كامل شده بودند و نمىتوانستند مطالعه كنند. به همين علّت از بنده خواستند تحقيقى درباره سير حركت اهل بيت (ع) از كربلا به شام و برعكس داشته باشم. جالب بود، بدون هيچ پيشداورى، اين كار را شروع كردم و با بررسى جدّى مسافتها و نحوه مسافرت و حركت و سيرها در اين دوران، به اين نتيجه رسيدم كه اهل بيت امام حسين (ع) در همان اربعين اوّل به كربلا برگشتهاند.
علاوه بر مواردى كه اشاره كرديد، لطفاً از ديگر امتيازات اين كتاب هم بفرماييد.
مكتب شيعه بسيار غنى است و منابع پربارى داريم؛ امّا متأسّفانه حيف است كه اين روزها مكتبى به اتقان و استحكام اهل بيت (ع) را به مطالب سست و عوامزدگى و اينگونه آسيبها دچار كردهاند.
آنهايى كه كتاب را خواندهاند و اهل تحقيق در تاريخ كربلا هستند، به ما مىگفتند: اين كتاب بىنظير است. كتابى است كه هم نكاتش به درد اهل منبر مىخورد، هم به درد محقّقان رشته تاريخ و هم به درد مردم عادى. در چاپهاى قبل، بخشهاى تخصّصى را با علائمى جدا كرده بوديم؛ ولى در چاپهاى اخير، اينطور نيست. عنوانهاى مطالب هم عبارات عربى دستنوشتههاى مرحوم پدرم بود كه در ويرايشهاى جديد، ترجمه آنها هم آورده شد.
جذّابترين بخش آن به نظرتان كدام بخش كتاب بود؟
جذّابترين بخش آن، به نظرم بخشى است كه درباره حضرت على اكبر (ع) نوشته شده و سرّش را هم بايد به نظرم در همان توسّل اوّليه پيدا كنيم. كتاب كه منتشر شد، تعدادى را به آستان مقدّس امام حسين (ع) هديه كرديم و يك نسخه را هم داخل خود حرم گذاشتم؛ هرچند مىدانستم آن را برمىدارند و باقى نمىماند.
در طول انجام كار آيا عنايتى از ناحيه سيّدالشّهدا (ع) هم تجربه كرديد؟
بهترين عنايت را اين مىدانم كه تا الآن كسى از اين كتاب، ايرادى نگرفته و برخى استادان، مانند آقاى معمار منتظرين با هزينه شخصى، آن را خريدارى كرده و به بقيّه هديه مىدهند و بالاى منبر و در كلاسهايشان ديگران را به مطالعه اين كتاب توصيه مىكنند. پدرم با عبارت خادم لخدّام الحسين (ع)، نامههايش را امضا مىكرد.
براى ادامه اين كار آيا برنامهاى داريد؟
نقصى كه اين كتاب الآن دارد، اين است كه خيلى از عبارتها، روايتها و شعرها به زبان عربى است و نياز به ترجمه دارد تا بقيّه هم بتوانند بيشتر استفاده كنند. برخى هم پيشنهاد دادهاند كتاب كاملًا به زبان عربى منتشر شود تا خودش را نشان بدهد.
وامّا شنيديم چند سال قبل دو سال درس خارج فقه خود را در حوزه علميّه قم به زيارت عاشورا اختصاص داديد. مىشود بفرماييد چه شد چنين اقدامى انجام داديد؟
درس خارج هم مربوط به شش، هفت سال قبل است. آن زمان، يكى از شخصيّتهاى اهل «عربستان»، جزوه و لوح فشردهاى در ردّ «زيارت عاشورا» نوشته و منتشر كرده بود. نويسنده اين كتاب سه سال تمام كتابخانههاى «ايران» را زير و رو كرده بود و تمام نسخههاى خطّى مربوط به زيارت عاشورا را ديده بود. اين كتاب جنجال زيادى به پا كرد. تعدادى از دوستان درخواست داشتند به اين كتاب پاسخ علمى و متقن داده شود. ما هم روزهاى چهارشنبه درس خارجمان را به اين موضوع اختصاص داديم. با دقّت تمام و بدون هيچ پيشداورى و كاملًا بر اساس اسلوب و روشهاى علمى، بررسى سند، نسخه ها و متن زيارت عاشورا انجام شد. بعد از اتمام بحث، مطالب، مرتّب شد و «انتشارات جمكران» آن را با عنوان «ميزان تشيّع» منتشر كرد. دوستان قصد داشتند كتاب را به عربى ترجمه كنند. گفتند اسمش را چه بگذاريم. گفتم كتابى كه شبهه را وارد كرده است، نامش «زيارة عاشورا فى الميزان» (زيارت عاشورا در ترازوى نقد) است. شما هم نام اين كتاب را بگذاريد: «زيارة عاشورا هى الميزان» (زيارت عاشورا همان ترازوى نقد است.)
سير مطالب كتاب از اين قرار است:
فصل اوّل: بررسى سند زيارت عاشورا در كتابهاى «مصباح المتهجد» و «كامل الزّيارات» و سپس بررسى پنج سند مختلف و معتبر زيارت عاشورا و ميزان اعتبار راويان آن؛
فصل دوم: بررسى مضمون زيارت عاشورا كه در آن، ابتدا عصاره زيارت عاشورا را آوردهايم و سپس مفصّلًا درباره هماهنگى لعنهاى زيارت عاشورا با قرآن كريم و سنّت و سيره مشرعه صحبت كردهايم.
با توجّه به اينكه نويسنده كتاب «زيارة عاشورا فى الميزان» خيلى به موضوع اختلاف نسخههاى زيارت عاشورا پرداخته و از آن نتايج مطلوب خود را برداشت كرده بود، فصل سوم را به همين موضوع اختصاص داديم و از جنبههاى مختلف دربارهاش صحبت كرديم.
خاتمه كتاب هم با عنوان شناسنامه ميزان، چند روايت متناسب با فضاى كتاب آورده شده است.