ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - ٢ ٣ تحريف در معناى دين و مسلمان بودن
كه حضرت به روشنى فرمودند: «إنّى تاركٌ فيكم الثّقلين؛ كتاب الله و عترتى» البتّه بعضى از سنّىها اين روايت را نيز تحريف كرده و گفتهاند: كتاب الله و سنّتى!
شبهه از اينجا شروع شد كه گفتند: قانون خدا وجود دارد؛ فرموده: نماز بخوانيد، مىخوانيم، روزه بگير، مىگيريم، حج برو، مىرويم و ...
كار به جايى رسيد كه به تدريج گفتند: نوشتن حديث معنا ندارد. بايد كتاب خدا را حفظ كنيم؛ چون اگر بخواهيم حديث بنويسيم، كتاب خدا از بين مىرود. بنابراين نوشتن حديث پيامبر (ص) را در زمان خليفه اوّل منع كردند. البتّه به اين علّت كه احاديث پيامبر خاتم (ص)، صراحت بر فضايل اهل بيت (ع) دارد. اين شبهه ظاهر فريبندهاى هم داشت؛ چون مىگفتند: روايت به اندازه «قرآن» اهمّيت ندارد؛ بنابراين نگذاريد قرآن از بين برود؛ در حالى كه مفسّر قرآن، كلام رسول خدا (ص) است؛ «لتبي- ن للنّاس ما نزّل إليهم»[١] روشن است كه اگر براى قرآن تبيينكنندهاى نباشد، متشابهات آن به دلخواه افراد، معنا مىشود.
٢. ٢. جعل شخصيّت در مقابل اهل بيت (ع)
بعد از اينكه جلوى نشر فضايل اهل بيت (ع) را گرفتند، كمكم شروع به جعل شخصيّت و شخصيّت علىالبدل كردند كه در دنياى سياست كار رايجى است؛ بنابراين در مقابل اميرالمؤمنين (ع) كه صاحب فضايل است، براى ديگران جعل فضيلت كردند. معاويه دو كار انجام داد: اوّل، اينكه احدى حق ندارد نقل حديث در فضايل على و اهل بيت كند (اگر كرد او را بكشيد) دوم، به استاندارانش دستور داد براى عثمان و شيخين، فضيلت نقل كنيد. كار جعل فضايل به حدّى رايج شد كه خود معاويه گفت: بس است. چون جعلياتى مثل: مَثَل اصحاب من، مَثَل ستارگان آسمان است، به هر كدام اقتدا كنيد، هدايت مىشويد، خلاف صريح قرآن است، چون قرآن مىگويد: «داخل صحابه منافق هم وجود دارد.»
٢. ٣. تحريف در معناى دين و مسلمان بودن
اين شبهات در حقيقت، تحريف در معنى دين و مسلمان بودن است، غافل از اينكه حقيقت دين چيزى جز تسليم در برابر خداى متعال نيست «إن الدّين عندالله الإسلام»[٢] و اين تسليم بودن، زمانى ثبوت پيدا مىكند كه در مقابل ولى خدا تسليم باشيم.
«قُلْإِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.»[٣]
تولّى به ولى خدا، گوهر دين و باقى مسائل، آداب ظاهرى دين است. اينها در معناى ديندارى تحريف كردند، تحريفهايى كه تاكنون ادامه دارد.
يك نگاه اين است كه دين، همين آداب است؛ هركس بيشتر نماز بخواند، مقدّستر است. يك نگاه ديگر هم كه كمكم شكل گرفت