ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - عربى، زبان دوم ماست
زبان در دانشگاهها اصلًا قوى نيست و آنطور كه من درجريانم، تنها «دانشگاه علّامه طباطبايى تهران» است كه در كلاسها، اساتيدش با زبان عربى صحبت مىكنند وگرنه بقيه دانشگاهها فرق چندانى با دوران مدرسه ندارند!
عربى، زبان دوم ماست
در خصوص اينكه آيا اصلًا زبان عربى اهمّيتى دارد يا نه و اينكه چرا مورد توجّه ما قرار گرفته است، سراغ يك كارشناس رفتهايم. حجّت الاسلام سيّدمهدى واعظ موسوى در جواب به سؤالمان گفت:
باور قرآنى ما بر اين است كه زبان دوم هركسى، بايد زبان دينش باشد. دنياى ترجمه خيلى گسترده است. ما براى شناخت هر فرهنگى لازم است كه اوّل زبان آن فرهنگ را بشناسيم؛ زيرا زبانها، ترجمان فرهنگ جوامعند. كما اينكه شرق شناسان وقتى خواستند اسلام را بشناسند، اوّل از همه آمدند و زبان عربى را به طور كامل ياد گرفتند و با ترجمه بود كه توانستند به اطّلاعات برسند؛ امّا متأسّفانه ما كه دينمان اسلام است، به اندازه آن مستشرقان وقت نگذاشتهايم تا زبان دينمان را بشناسيم.
از وى در خصوص اين نبود علاقه مى پرسيم و جواب مىگيريم:
شايد اگر بخواهيم بررسى تاريخى كنيم، بتوان ريشههاى آن را در دوره پهلوى جستوجو كرد. تلاشهاى «انگليس» براى تقويت حسّ ناسيوناليستى و جا انداختن برترى عجم بر عرب، كه هنوز هم بين بخشى از مردم ما وجود دارد. البتّه در آن دوره، با عنوان فارس بودن و ضدّيت با زبان عربى، هرچه نماد دينى در جامعه وجود داشت، كوبيده شد. طورى كه امروز ما در «مسجدالحرام» كه مى رويم براى ارتباط با ساير مسلمانان، به جاى صحبت به عربى، به زبان بيگانه انگليسى متوسّل مىشويم.
اين كارشناس مذهبى در خصوص برنامههاى آموزشى زبان عربى در مدارس نيز با ديدى انتقادى مىگويد:
زبانى كه در مدارس به بچّهها آموزش داده مىشود، نه عربىشان را تقويت مىكند و نه انگليسىشان را. اگر در اين دوره ١٢- ١٠ ساله، آموزشى اصولى را در دستور كار قرار دهيم، مطمئنّاً موفّقتر خواهيم بود؛ مثلًا فرض كنيد به جاى اين شيوه، واژگان و اصطلاحات قرآنى را به بچّهها آموزش دهيم. اين واژگان چندان زياد هم نيست. در اين صورت، وقتى بچّهاى از مدرسه فارغالتّحصيل مىشود، حدّاقل موقع قرائت قرآن يا خواندن حديث، خيلى از مفاهيم را مىداند و درك مىكند؛ امّا به جاى آن، يك سرى قواعد عربى را ياد مىدهيم كه آخرش هيچ نتيجهاى ندارد. نه بچّهها عربى ياد گرفتهاند و نه قرآن را مىفهمند و نه حتّى چيزى از آن آموخته يادشان مىماند.
شايد اگر از متولّيان امور آموزشى، كه عربى را در برنامههاى درسى مدارس قرار دادهاند، بپرسيم كه هدفشان از اين درس چيست، پاسخى مشابه آنچه استاد واعظ موسوى گفتند، بدهند. اينكه چون زبان دين ما، عربى است، يادگيرى آن نيز در اولويّت است؛ امّا به راستى چند نفر از ما تا به حال، به اين زبان با نگاه اسلامى و وحدتبخشى آن، نگاه كردهايم؟
نمىدانم، آيا هنوز هم موقع شنيدن اهمّيت زبان عربى، قيافهتان در هم مىرود؟