ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - كشتى شكسته هارون يحيى
از عصر قاجار تا سال ١٣٥٧ ه-. ش. با نفوذترين مردان سياسى، اقتصادى و فرهنگى «ايران» (در دو عصر قاجار و پهلوى) در زمره اعضاى اصلى لژهاى فراماسونرى ايرانى بودند. در «تركيه» و «مصر» نيز شرايطى مشابه اين وضعيت قابل شناسايى و اشاره است.
توانايى چند وجهى فراماسونرى، اين امكان را به وجود مىآورد تا آنان بتوانند منتقدان و مخالفان بسيارى را از مسير تطميع، خنثى و به صف هواداران خود يا مخالفان خاموش پيوند دهند.
چنانكه دو اهرم ياد شده درباره برخى مخالفان سرسخت، مؤثّر واقع نشود، «سلاح تهديد» درباره جمع بزرگى از منتقدان و مخالفان يهوديّت صهيونيستى و فراماسونرى جهانى كارگر مىافتد.
آلوده ساختن برخى منتقدان مستعدّ به هرزگى جنسى و ابتذالات اخلاقى (با همراهى جاسوسهها) يا آلوده ساختن آنها با مال نامشروع در طول تاريخ، جمع بزرگى را به سكوت و مماشات در برابر يهود و فراماسونرى واداشته است.
اهرم تهديد فيزيكى، آخرين حربه جريان ماسونيّت جهانى و يهوديّت صهيونيستى، براى از ميدان به در كردن مخالفان سرسخت خود است؛ زيرا حذف فيزيكى، همواره از مخالفان، چهره يك قدّيس و شهيد در ميدان مبارزه با يهود مىسازد و يهود از اين چهرهسازى، سخت پرهيز مىكند؛ مگر آنكه ناگزير شود.
هيچگاه درباره انزواى مردان انديشمند، منتقد و خلّاق در حوزه مبارزات جدّى با فراماسونرى جهانى و يهوديّتستيزى در عموم كشورهاى شرقى و غربى انديشه كردهايد؟
هماره يهود، عواملى را در ميان دستگاههاى سياسى، اجتماعى و در همسايگى مردان صاحب رأى و نفوذ كلان و مؤثّر، به كار مىگمارد (مشاوران و منشيان) تا با هر لطايف الحيل، مانع از نزديك شدن آن مردان انديشمند به رهبران جوامع شود.
نامهها، طرحها و پيشنهادهاى اينان، هماره بىپاسخ مىماند يا در ميان آمد و شد روزان و شبان، چنان بر زمين كشيده مىشوند كه از حيّض انتفاع خارج مىگردند. از همين رو، هماره منتقدان جدّى در انزوا، مبتلاى فقر و فاقه و در حاشيه مىمانند تا در اثر كهولت سن و از كارافتادگى، از صحنه مناسبات و معاملات مستضعفان حذف شوند.
به رغم تصوّر عمومى، در دستگاههاى امنيّتى صهيونيسم بينالمللى و فراماسونرى جهانى، مردان منتقد و مستقلّ اهل فرهنگ، در رديفهاى اوّليه از فهرست سياه يهود(Black List) جاى داده مىشوند. دليل اين امر هم واضح است. مردان سياسى در اوّلين فرصت، وارد معاملات سياسى مىشوند و چونان مردان اقتصادى، منافع سياسى، اقتصادى را بر مجاهدت صميمانه با دشمنان انسان و اديان، ترجيح مىدهند؛ ضمن اينكه عمر احزاب سياسى، هماره كوتاه است؛ در حالى كه مردان منتقد و محقّق حوزه يهوديّت صهيونيستى و صاحب نفوذ فرهنگى، پيراسته از گرايشهاى فصلى سياسى يا منافع اقتصادى و خارج از ظرف زمان و مكان، همه عمر خويش را مصروف مجاهدت صميمانه و صادقانه مىكنند.
معمولًا ملاحظات سياسى، اقتصادى، صميميت، صداقت و شجاعت مردان را زير ضربات هولناك خويش در هم مىشكند.
ذكر اين نكته را هم ضرورى مىشناسم كه ناپرهيزگارى در سه حوزه اخلاقى، مالى و سياسى، شيران شرزه را به موشى ذليل و زبون تبديل مىسازد.
نگارنده از قضاوت نهايى درباره هارون يحيى پرهيز مىكند؛ زيرا نمىتواند به صورت مستند، استقرار ايشان را در هريك از گروههاى ياد شده، اثبات كند؛ امّا متذكّر مىشود كه پيامبران دروغين، همواره در ميان غوغا و درست هنگامى كه گوشها و چشمها از درك حقايق درمىماند، مفرّى براى مخفىماندن يهود و فراماسونرى و خارج شدن آنان از تيررس نگاه مجاهدان متديّن و انگشت اشارت آنان مىسازند.
منتقدانى همچون الكس جونز، نوآم چامسكى و يهوديان