ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - كشتى شكسته هارون يحيى
بود. هماره و در طول تاريخ و ميان همه جوامع، در پى هر حركت افراطى، تفريطى نيز قابل پيشبينى است.
طى دو سه دهه اخير حيات سياسى ايران نوين و اسلامى، آنها كه بيش از ديگران با چهره برافروخته و رگهاى بيرونزده، شعار مىدادند و هل من مبارز مىطلبيدند، زودتر از ديگران در جبهه مخالف و معارض، جا خوش كرده و حتّى به عنوان اپوزيسيون، سر از ديار فرنگ درآوردند.
ترديدى ندارم كه در پى هارون يحيى و شكسته شدن كشتى طوفانزدهاش، جماعتى در سياهچاله پديد آمده از غرق شدن كشتى، بلعيده خواهند شد.
موقعيت هارون يحيى از دو فرض خارج نيست:
الف) او، چونان بسيارى از پيامبران دروغين عصر ما، گندمنمايى جو فروش بوده است كه با جنجالآفرينى و افشاى پارهاى از اطّلاعات سوخته و دستمالى شده، جماعت بزرگى را به خود مشغول داشته و پس از انجام مأموريت محوّله از سوى فراماسونرى جهانى، به كُنام اصلى خويش بازگشته است.
مهمترين دستاوردهاى اين واقعه شامل موارد زير است:
١. مكشوف شدن چهره بسيارى از منتقدان و معارضان احتمالى يهود و فراماسونرى در جهان اسلام، نزد دستگاه شيطانى فراماسونرى جهانى. تا از اين پس و براى هميشه، نام آنان در فهرست معارضان و دشمنان قرارگيرد؛
٢. به بازى گرفته شدن جماعتى نوخط، مشغول داشتن آنها با اطّلاعات بىخاصّيت و عمومى، همچون نشانهها و علائم فراماسونرى و يهوديّت و مغفول ماندنشان از انديشه و عمل يهود و فراماسونرى در حوزه وسيع فرهنگى و تمدّنى مغربزمين و جهان معاصر.
اينان، پيش و بيش از آنكه قادر به مبارزه بنيادين با فراماسونرى جهانى شوند، در گير و دار برخى صور و مفاهيم ابتدايى مىمانند و عمر خود را بيهوده از دست مىدهند؛ در حالى كه جريان مخوف و شيطانى فراماسونرى جهانى، مصون از هرگونه تعرّض، به كار خود ادامه مىدهد.
غرب و يهود، در طول تاريخ، هماره جماعتى همچون نوآم چامسكى، الكس جونز و يهوديان ضدّ صهيونيسم را در آستين پرورده است تا چونان مجراى «خروج گاز»، مانع از انفجار نا به هنگام ديگ بخار شوند.
دستهبندى فراماسونرى جهانى، به دو گروه فراماسونرى بد و فراماسونرى خوب، چنانكه هارون يحيى بيان كرده است، بىشباهت به بازى هميشگى و تكرارى «هاليوود» در پرورش دوشخصيّت پليس بد و پليس خوب در فيلمهاى سينمايى به ظاهر سياسى، اجتماعىاش نيست؛
٣. تلطيف چهره «فراماسونرى جهانى» و خارج ساختن آن از فهرست دشمنان كينتوز انسان و اديان.
ب) فرض ديگر آن است كه هارون يحيى، واسپس سالها تلاش براى افشاى چهره يكى از دشمنان كينجوى اديان توحيدى و به ويژه اسلام، متأثّر از اهرمهاى تطميع و تهديد، ناگزير به سر فرودآوردن بر آستان فراماسونرى جهانى شده است. اين امر بىسابقه نيست.
يهوديّت و فراماسونرى جهانى، در مسير خنثىسازى تلاش مخالفان خود وحذف آنان از ميدان معارضه، همواره از سه اهرم بهره جستهاند:
١. تحبيب دشمنان و معارضان خود؛
٢. تطميع دشمنان و معارضان خود؛
٣. تهديد دشمنان و معارضان خود.
در كشكول اين جريان شيطانى، تنقّلات بسيارى براى به دوستىكشيدن و تحبيب مخالفان و منتقدان يافت مىشود. همواره و در طى همه سالهاى گذشته، فراماسونرى جهانى در عموم كشورها، سعى در جلب و جذب مستعدّان و كارآمدترين افراد در حوزههاى مختلف سياسى، اقتصادى و فرهنگى داشته و از نفوذ آنان براى پيشبرد مقاصد خود بهره جسته است. بدين سبب، در ميان فراماسونها، از طبقات پايين اجتماعى و فقرا، از جمله زنان، كمتر نشانى مىتوان يافت.