الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٧٩ - حديث آتش حجاز كه گردنهاى شتران به وسيله آن روشنائى مىدهد
(فصل) بريده از پدرش از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: قومى ترك و عريض صورت و كوچك چشم كه صورتشان چون سپر خواهد بود امت مرا سه مرتبه تا جزيرة العرب ميرانند، در مرتبه اول از فرار، نجات پيدا ميكنند و در مرتبه دوم بعضى هلاك شده و بعضى نجات خواهند يافت و در مرتبه سوم ريشه كن ميشوند، قسم بآن خدائى كه جان من در دست اوست كه مالهاى سوارى خود را بستونهاى مسجد مسلمين مىبندند.[١] (فصل) نعيم از عبد اللَّه بن عمر نقل كرده كه گفت: نزديك است كه بني قنطوراء (گروه ترك يا سودان) شما را از خاك عراق خارج كنند، من گفتم: بعد از آن بر ميگرديم؟ گفت: تو اين آرزو را دارى؟ گفتم: آرى گفت: بلى براى شما زندگى خوبى خواهد بود.
(فصل) ابن ذى الكلاع ميگويد: من نزد معاويه بودم كه قاصدى از ارمنيه آمد (و نامهاى آورد) معاويه آن را خوانده در غضب شد و كاتب خود را احضار كرده گفت: جواب نامه او را بنويس! قوم ترك باطراف خاك تو حمله كردهاند، تو مردى را بطلب آنها فرستادهاى و او را گرفتهاند مادر بعزايت بنشيند اين عمل را اعاده مكن و آنها را بچيزى تحريك منما و چيزى از آنها اخذ مكن، زيرا من از رسول خدا ٦ شنيدم كه ميفرمود: ملت ترك بزودى ملحق ميشوند بمحلى كه گياه
[١]- يك سطر از عبارت متن را ترجمه نكردهايم- مترجم.