الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهای آخر الزمان - سید بن طاووس - الصفحة ٤١ - مهدى
(فصل) احمد بن يحيى صولى از آل ... نقل ميكند: گروهى كه چشمهاى آنها كوچك و صورتشان پهن (يا داغ دار) كه نظير سپرهاى پهن يا آهنين .... جسد و مو، مالهاى سوارى خود را بدرخت خرما مىبندند.
(باب صد و نهم:) ابو هريره گويد: در مدينه ريگزارى (يا جنگ و جدالى) است كه سنگهاى زيتون در آن غرق ميشوند[١] و وقعه حرّه[٢] در مقابل آن، چون ضربت تازيانهاى است، آن وقعه بطور تقريب بقدر ٢٤ ميل دور از مدينه اتفاق مىافتد و بعد با مهدى ٧ بيعت مىشود.
[مهدى ٧ خروج نمىكند تا اينكه سه دسته بميرند و سه دسته كشته شوند]
(باب صد و دهم:) كيسان قصاب از مولاى خود روايت كرده كه گفت: از علي بن ابى طالب ٧ شنيدم كه فرمود: مهدى ٧ خروج نميكند تا اينكه سه نفر كشته شوند و سه نفر بميرند و سه نفر باقى بمانند.
[مهدى ٧ خروج نمىكند تا اينكه زن را به وزن خود به طعام بفروشند]
(باب صد و يازدهم:) عمار ياسر گويد: علامت خروج مهدى ٧ آن موقعى است كه ملت ترك بسوى شما برگردد و آن خليفه شما كه اموال را جمع ميكند
[١]- عبارت عربى اين است: تكون بالمدينة وقعة تغرق فيها احجار الزيت.
[٢]- حره سنگستانى است نزديك مدينه كه تا مسجد رسول خدا« ص» يك ميل فاصله دارد و لشكر يزيد عده زيادى از اهل مدينه را در حره كشتند- مترجم.