تكامل و طهارت روح (ترجمه التمحيص) - اسكافى، محمد بن همام؛ مترجم عبدالله صالحي - الصفحة ٦٩ - ٢ - باب تعجيل التمحيص عن المؤمن
٤٠- فرات بن احنف گويد:
در محضر امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ بودم كه مردى از فرقه ملعون شده، بر حضرت وارد شد و اظهار داشت: به خدا سوگند! كه او را در نزد شيعيانش سرافكنده و بدنام مىكنم، پس گفت: اى ابا عبد اللّه! به من رو كن. حضرت توجّهى به او ننمود، دوباره سخن خود را تكرار كرد و حضرت التفاتى نكرد. بارى بار سوم سخن خود را بازگو كرد.
پس حضرت فرمود: اى مرد، من توجّه كردم، حرف بزن، و تو هرگز سخن خوب نمىگويى. گفت: براستى شيعيان و دوستداران شما نبيذ مىنوشند.
فرمود: بر نوشيدن نبيذ باكى نيست، پدرم از قول جابر بن عبد اللّه (انصارى) برايم فرمود: همانا اصحاب رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ نبيذ مىنوشيدند.
پس آن مرد گفت: آن نبيذ را نمىگويم، بلكه منظورم شراب مست كننده است.
حضرت فرمود: پيروان و شيعيان ما رشيدتر و پاكتر از آنند كه شيطان در رگهاى بدنشان تاثير ثابت بر جاى بگذارد و اگر هم شيطان ذليل چنان كند، پس (شيعه ما) پروردگارى مهربان و پيغمبرى غفران جوى و دوست دلسوزى دارد كه نزد حوض كوثر نجاتبخش او خواهد بود.
وليكن تو و دوستان و اصحابت در وادى برهوت فريادرس مىطلبيد.
راوى گويد: پس آن مرد زبانش بند آمد و سكوت كرد، سپس گفت: آن مست كننده را قصد نكردم، بلكه مقصودم عرق شراب است.
امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: خدا زبانت را از تو بگيرد، تو را چه شده است كه امروز نسبت به شيعيانمان، ما را اذيّت و آزار مىدهى؟
پدرم به نقل از امام علىّ بن الحسين، از پدرش، از امام علىّ :، از رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، از جبرئيل، از خداوند، مرا خبر داد كه فرمود: اى محمّد! براستى من ورود در بهشت فردوس را بر تمامى پيامبران ممنوع كردهام تا وقتى كه تو و علىّ و شيعيان شما وارد آن شويد، مگر آنكه از يكى از شيعيان گناه كبيرهاى سر زده باشد، پس او را نسبت به ثروت و يا ترس از سلطان مبتلا و آزمايش