تكامل و طهارت روح (ترجمه التمحيص) - اسكافى، محمد بن همام؛ مترجم عبدالله صالحي - الصفحة ٦١ - ٢ - باب تعجيل التمحيص عن المؤمن
باب ٢- شتاب در پاكسازى مؤمن
٣١- معاوية بن عمّار گويد:
بر امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ وارد شدم، در حالى كه در بيابان باد عمامهام را از سرم برده بود، فرمود: اى معاويه!
عرضه داشتم: بلى، اى فرزند رسول خدا! فدايت گردم!
فرمود: آيا باد عمامهات را از سرت برداشت و بُرد؟
گفتم: بلى، فرمود: اين جزاى كسى است كه باديه نشينان را طعام دهد.
٣٢- معتّب گويد:
اسماعيل فرزند امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ مبتلا به تب شديدى شده بود. حضرت را از تب فرزندش آگاه كردند، به من فرمود: برو نزد او بگو امروز چه كار خلافى انجام دادهاى، كه خداوند سريع مجازاتت نمود؟
نزد او آمدم، در حالتى كه در تب شديدى قرار داشت، از آنچه انجام داده بود، سؤال كردم، (جوابى نداد و) ساكت ماند.
به من گفته شد: او امروز دختر زلفى (همسرش) را كتك زده است، كه بر درگاه درب افتاد و صورتش خراش برداشت. سپس نزد امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ آمدم و حضرت را بر آنچه گفتند خبر كردم. اظهار داشت: شكر و سپاس براى خداى را، ما اهلبيتى هستيم كه خداوند نسبت به فرزندان ما مجازات را در دنيا سريع مىرساند، سپس كنيز را صدا كرد و فرمود: اسماعيل را نسبت به كتكى كه به تو زده است حلال كن، كنيز گفت: او را حلال كردم؛ و امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ چيزى به او هديه داد و به من فرمود:
برو ببين حالش چگونه است. من نزد او آمدم در حالتى كه تب، او را رها كرده بود.