بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٩٤ - مسأله اول
محاربه» در موضوع حد محارب اخذ شده است، چه اين ترساندن با سلاح باشد و چه بدون سلاح.
تقريب سوم؛ تمسّك به پارهاى از روايات خاصّهاى كه از اين لحاظ اطلاق دارند و پيش از اين آورده شدهاند. اين روايات فراوانند از جمله:
روايات خثعمى كه در بخش دوم گذشت، آنچه در آن روايت آمده عنوان «قاطع الطريق» است كه مطلق است و مواردى را كه رهزنى بدون سلاح باشد نيز در بر مىگيرد.
نمىتوان ادعا كرد كه اين روايت در مقام بيان اين جهت نيست، مخصوصاً با ملاحظه ذيل روايت كه امام در ضمن آن قصد دارد اصل اين حد و مجازات را از لحاظ موضوع و حكم بيان كند. آرى اگر عنوان «قطع الطريق» اصطلاح متشرعهاى باشد كه اشاره به عنوان محارب دارد و گفتيم كه از نظر لغوى، «سلاح كشيدن» در عنوان محارب اخذ شده است، در اين صورت اطلاق ياد شده تمام نيست، اما وجود چنين اصطلاحى، غير ظاهر است. با اين همه، پيش از اين گفته شد كه خثعمى توثيق نشده است.
روايت احمد بن فضل كه عياشى آن را نقل كرده است و نيز در بخش دوم گذشت. در اين روايت آنچه در تعبير امام (ع) آمده است- بر فرض صدور روايت از امام- عنوان «اخافة السبيل» است و اين عنوان نيز اعم است از آنكه با سلاح باشد يا بدون سلاح.
دلالت اين روايت روشنتر از روايت خثعمى است، زيرا در اين روايت تعبيراتى از قبيل «فإن ذلك معنى نفيهم من الأرض بإخافتهم السبيل» و «فإن كانوا أخافوا السبيل فقط» آمده است اين تعابير ظهور دارند در بيان مناط و موضوع حد مذكور. بنابراين «سلاح» خصوصيتى و دخالتى در موضوع ندارد مگر از باب آنكه غالباً اخافه به وسيله سلاح تحقق مىپذيرد.
اما چنانكه گذشت اين روايت سند ندارد.
روايت سورة بن كليب كه در بخش دوم ذكر شده. در اين روايت، عنوان «رجل من منزله يريد المسجد فيلقاء رجل و يستعقبه فيضربه و بأخذ ثوبه» آمده است.
امام (ع) در اين روايت- بر فرض صدور آن از امام- اين مسأله را مصداق آيه محاربه دانسته است و فرموده «هؤلاء من أهل هذه الآية (إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ ...)».
اين روايت نيز از نظر مسلحانه بودن يا غير مسلحانه بودن محاربه، اطلاق دارد. اما سورة بن كليب توثيق نشده است.
روايت پيشين سكونى درباره كسى كه خانه گروهى را به آتش كشيده بود. استدلال به اين روايت در صورتى درست است كه از دلالت آن چنين فهميده شود كه آن مرد با