بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٢٨ - جهت اول مفاد آيه محاربه
كه مراد او از محارب در اين فصل، معناى اعم آن باشد؟ چه رسد به آنكه گفته شود او چنين معناى اعمّى را از آيه به دست آورده است.
عين همين مطلب ابن حمزه را در كتاب «الجامع للشرائع» يحيى بن سعيد حلّى نيز مىبينيم. او نخست به ذكر احكام جنگ با كافرانِ مشرك و كتابى و مرتد پرداخته است سپس احكام باغى را آورده و مىگويد:
«باغى كسى است كه با امامى كه مسلمانان با او بيعت كردهاند بيعت نكند، يا بيعت خود را با او بشكند، هر كس را كه امام براى جنگ با باغيان فرا خواند، بر او واجب است كه همراه امام شود ... و چون جنگ با باغى آغاز شود به پايان نمىرسد تا اينكه يا او از در اطاعت درآيد و به جرگه مسلمانان بپيوندد و يا كشته شود. اگر باغى گروهى داشته باشد و نزد گروه خود بازگردد، باز بايد جنگ را با او ادامه داد چه رو به رو با او و چه در تعقيب او و زخميان آنها را نيز بايد كشت، اما در غير اين صورت نبايد به تعقيب او پرداخته شود.»
وى پس از اين، احكام محارب را ذكر مىكند و مىگويد:
«مسلمان محارب، كسى است كه سلاح بكشد، چه در خشكى و چه در دريا، چه در سفر و چه در حضر، چه شب و چه روز، چه مرد باشد و چه زن. اگر فقط اقدام به ترساندن مردم كند ولى مرتكب جنايت نشود، از سرزمين رانده مىشود (نفى من الارض). بنابر قولى معناى «نفى من الارض» آن است كه او را غرق كنند، و بنابر قول ديگرى معناى آن، زندان كردن است و به قولى ديگر معناى آن تبعيد از سرزمين اسلام است به مدت يك سال تا اينكه توبه كند و اعلام مىشود كه اين شخص، محاربى تبعيد شده است به او جا ندهيد و با او معامله نكنيد، و اگر كسانى او را جاى دهند با آنان جنگ مىشود. اگر محارب مرتكب قتل شده باشد ...»[١]
محقق در شرايع مىگويد:
«محارب كسى است كه براى ترساندن مردم سلاح بكشد، چه در خشكى و چه در دريا، چه شب و چه روز، چه در شهر و چه در بيرون از شهر. اما اينكه «از اهل فساد بودن» نيز شرط شده باشد، محل ترديد
[١] الجامع للشرائع، ص ٢٤١.