بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٢٦ - جهت اول مفاد آيه محاربه
كسى را گرفته باشند، يا زندانى شد، يا از شهرى به شهر ديگر تبعيد مىگردند. همه اين احكام مورد اجماع فقهاى شيعه است.»[١]
همين فقيه، حكم محاربان را در كتاب جهاد در باب «كسانى كه بر امام واجب است آنها را دفع كرده و با آنها بجنگد.» نيز آورده و سپس عنوان محارب را اين گونه تفسير كرده است: «محارب كسى است قصد گرفتن مال مسلمان يا مال هر كسى كه حكم مال مسلمان را دارد مثل مال ذمّى را، داشته و براى اين كار سلاح كشيده باشد، چه در خشكى و چه در دريا، چه در سفر و چه در حضر.» وى سپس حد مذكور در آيه را مخصوص اسيران اين دسته از محاربان دانسته است، نه اسيران ديگر دستهجات محارب از قبيل سركشان (بغات) و كفّار. اين بيان ايشان نيز تقريباً صريح است در اينكه حكم آيه مباركه به همين قسم از محاربان اختصاص دارد و عموم آيه، ديگر اقسام محاربان را در بر نمىگيرد.
علاء الدين حلبى (ابو الحسن) نيز همانند اين سخن را، در كتاب جهاد آورده است:
«هر كس كه كفر خود را آشكار كند، يا به مخالفت با اسلام برخيزد، از هر گروهى از كفار كه باشد- اگر همه شرطهايى كه پيش از اين گفتيم در او جمع باشد- جهاد با او واجب است. همچنين حكم كسانى كه از اطاعت امام عادل سرپيچى كنند يا با او بجنگند يا عليه او شورش كنند، يا چه در حضر و چه در سفر، چه در خشكى و چه در دريا سلاح بكشند، يا اقدام به غارت مال مسلمان يا ذمّى كنند ... و نيز حكم مفسدين فى الارض مانند رهزنان و غارتگران، آن است كه اگر مرتكب قتل شدهاند، آنها را به قتل برسانند و اگر علاوه بر ارتكاب قتل، اموال مردم را نيز گرفته باشند، بعد از كشتن به دار نيز آويخته شوند ...»[٢]
ابن حمزه در باب جهاد از كتاب وسيله در «فصل بيان احكام بغات و چگونگى جنگ با آنها» مىگويد:
«باغى (سركش) كسى است كه بر امام عادل بشورد. جنگ با ايشان سه گونه است، واجب، جايز، ممنوع ...» (سپس به بيان حكم جنگيدن با ايشان مىپردازد و اينكه بايد با آنها جنگ كرد تا يا به اطاعت درآيند يا تا آخرين نفر كشته شوند).
[١] الجوامع الفقهيه- غنية النزوع، ص ٥٨٤.
[٢] اشارة السبق، ص ١٤٤.