مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٩ - چند مطلب ديگر
اساسا قرآن اكثريت هوسباز را مكررا مذمت كرده است و در آيات بيشمارى بر حق تأكيد فرموده است و حق را زيربناى تكوين و تشريع قرار داده است. يعنى آسمانها و زمين و آنچه كه در بين آنها است به حق آفريده شده، پيامبر به حق ارسال شده و قرآن به حق آمده است و اسلام دين حق است.
و لذا حكومت اسلامى موظف است در مقابل مسلمان و كافر به حق عمل كند و از عدالت اجتماعى نگذرد و به سوى باطل نرود. وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ. تأكيد اين آيه بر اصول عدالت اجتماعى بسيار روشن است.
در مورد تفسير آيات وارده در حق، نياز به تأليف كتاب بزرگى مى باشد خصوصا اگر بخواهيم پيوند اين آيات را با آيات نازله در مورد عدالت اجتماعى و عدل و قسط و ظلم بيان داريم.
بلى، ملت موظف است حكومت را از هوسها و باطلها و ظلم و ستم بسوى حق دعوت كنند و حكومت نيز موظف است مردم را از هوسها و باطلها و ظلم و ستم بسوى حق و عدالت ارشاد كند.
دوم: سياست كلى دولت بر تعادل سرمايه در بين مردم است. در دنياى امروز احتمالا هشتاد درصد سرمايه در اختيار ٢٠% مردم است و ٢٠% سرمايه در اختيار ٨٠% مردم كه اوج بىعدالتى و ظلم و موجب ناامنى شده است.