مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٢ - مطلب پنجم
عمده اعتقاد و باور انسان بخود است كه مىتواند صاحب نظر و فتوى گردد. جمعى در اين مرحله به اين علت از تحصيل ملكه اجتهاد مى مانند كه كمال خود را تنها در فهم انظار و فتاوى ديگران مىدانند، اينان شبيه افرادى هستند كه براى تحصيل زرق همت نمىگمارند و نه صنعتى ياد مىگيرند و ميل دارند بر سر سفره ديگران بنشينند و غذاى مفت بخورند!
بايد به سراغ درسخوانهاى خارج رفت و آنا را متوجه كرد كه از زمين تقليد آهسته آهسته پرواز كنند و با دقت و احتياط به فكر مطالعه عميق و تدبر باشند تا صاحب نظر شوند و مطمئن باشند فيض الهى شامل تلاشگران مىگردد. وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.
نكته ديگر اينكه ممكن است براى روندگان راه اجتهاد دو فكر متضاد باعتبار تفاوت روانى آنان بوجود آيد.
جمعى داراى اين حالت روانى شوند كه به اندك قرينهى ظنى با فتاوى مجتهدين مخالفت كنند و بخود تلقين كنند كه خيلى علم و فهم دارند آراى ابتدايىشان را از نظرهاى ديگران بهتر و برتر مىباشد. كه اين حالت يك نوع بزرگبينى و غرور خطرناك است.
جمعى به حالت مخالف حالت اولىها مبتلا مىشوند يعنى جرئت مخالفت با آراى ديگران را ندارند و آنرا انحراف از شريعت مىدانند ولى صاحبان سليقه مستقيم در مراحل بالاتر به تعادل روانى مىرسند