مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٧ - فايده ششم دوات و قرطاس
در اين جا يك سوالى وجود دارد كه در اين اواخر خانم فاضله اينجانب از نويسنده سوال كرد و مرا متوجه آن ساخت كه قبلا نه به ذهن من خطور كرده بود و نه در كتابى ديده بودم، و آن سوال اينست كه وقتى اين نوشته اينقدر اهميت داشت، چرا آنحضرت آن نامه را در زمان صحت و سلامتى خود كه احاطه بيشتر بر اصحاب خود داشت ننوشت كه در روزهاى آخر عمر خود در حال مريضى آنرا عنوان فرمود كه جمعى ببهانه مريضى، دستور او را به بيهودگى متهم نمودند؟
سوال ديگر كه قبلا به ذهن من رسيده بود و مربوط بهمين مقام است اينست كه چرا آنحضرت بطرفداران دستور خود، مجددا دستور آوردن كاغذ را نداد و اين نامه مهم را نوشت؟
چواب اخير اينست كه با اتهام حضرت پيامبر از جانب جمعى از صحابه كه در بين آنان افراد مشهورى هم بودهاند، نوشتن نامه راه گشا نمىشد، زيرا مخالفين آن نامه پس از وفات آنحضرت اتهام خود را شديدتر بيان ميكردند و محتواى نامه را بىاعتبار مى ساختند، حضرت فهميد كه اجراى مقصد او از نامه با اين اتهام شكست خورده و لذا آنرا رها فرمود.
و اما جواب سوال اول اينست كه محققين مىگويند آنحضرت (ص) از اولين جلسه اعلامى (يوم الدار و الانذار) تا حجة الوداع مكرر در مكرر مقصد خود را به عبارات مختلف بيان داشت كه