مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - بحثى ديگر در مورد تعريف زمان و مكان
اما بعد از افروختن چراغ (اگر افروخته شود) باز محيط خود را تاريك مى بينيم. براى اين كه نيروى جاذبه كوتوله آن قدر زياد است كه نميگذارد نور چراغ ما به حركت درآيد و در اطراف پراكنده شود تا اين كه ما محيط را روشن ببينيم.
علت تاريكى ستارگان كوتوله هم اين است كه نور در پيرامون آنها موج ندارد و جذب ستاره ميشود و منجمين، ستارگان كوتوله را تا اين اواخر، بمدد نور ستارگان اطراف آنها ميديدند ولى امروز كه راديو تلسكوپها بكار افتاده ميتوانند بوسيله آنها، وجود ستارگان كوتوله را احساس كنند.
اگر نور چراغ خانهها مجذوب يكى از ستارگان كوتوله نشود، به راه ادامه ميدهد و با يك خط سير كه بر فرض مثال، گاهى به طرف راست و گاهى بطرف چپ و زمانى به سوى بالا و گاهى بطرف پائين منحرف ميگردد به راه ادامه ميدهد.
ايزاك آسيموف ميگويد راه (يعنى مكان) وجود ندارد و نور، خود آن را بوجود مياورد و تموج نور، مكان است.
بنا بر نظريه اين دانشمند فيزيكى، مكان، وجود نداشته تا اين كه نور، در آن، براه ادامه بدهد.
بلكه خود نور با امواج خود مكان را بوجود آورده است. اگر بپرسيم كه نور چراغ خانه ما، تا چه موقع براه ادامه ميدهد؟