مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٩ - بحثى ديگر در مورد تعريف زمان و مكان
مىآيد و مكان كهكشانها همان جرم است (همان ماده است) كه آنها را بوجود مىآورد و به عقيده اين طبقه از دانشمندان فيزيك، در دنياى لا يتناهى، مسئله افزايش مقدارى ماده بر مقادير موجود، مسئلهاى بوجود نمىآورد.
وقتى يك سالون تماشاخانه را در نظر بگيريم كه طول و عرض و ارتفاع آن نامحدود و شماره صندلىهاى آن نيز نامحدود باشد، اگر يك ميليون تماشاچى بر تماشاچيان موجود اضافه شود، مضيقه جا، محسوس نميگردد و براى آن يك ميليون و يك ميليارد تماشاچى ديگر كه بعد از آنها بيايند جا هست.
تفاوت استنباط صاحبان عقول عادى با كسانى كه ميگويند كه مكان وجود ندارد و آنچه وجود دارد ماده مىباشد، در اين است كه صاحبان عقول عادى فكر مىكنند كه اول بايد مكانى وجود داشته باشد تا بعد، در آن، كهكشانى بوجود بيايد و طرفداران عدم وجود مكان مىگويند كه همان كهكشان كه بوجود مىآيد خود مكان است و خود ابعاد طول و عرض و ارتفاع ميباشد با توجه باين كه ابعاد طول و عرض و ارتفاع (يا ضخامت) بنا بر محسوسات ما اين طور جلوه ميكند و يك موجود ذيشعور كه فقط يك بعد يعنى طول را احساس مىنمايد محال است كه بتواند عرض را احساس كند و براى او يك مربع كه داراى طول و عرض است يا يك دائره مفهوم ندارد.
همين طور است براى يك موجود ذى شعور كه فقط طول و عرض را احساس مىنمايد و او نمىتواند بفهمد كه يك مربع يا يك دائره چگونه است.