مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٨ - بحثى ديگر در مورد تعريف زمان و مكان
اما قائل شدن باين كه مكان وجود ندارد و هر چه هست، ماده ميباشد هنوز از مرحله تئورى خارج نشده و داراى قانون علمى نگرديده است.
ولى ترديدى نداريم كه در سرعت امواج نيروى جاذبه، جرم نامتناهى ميشود و بر اساس اين نظريه ماده نامتناهى است.
براى اين كه نظريه كسانى كه ميگويند در هستى، مكان وجود ندارد و آنچه هست ماده ميباشد روشن شود مثالى ديگر ميزنيم:
ميگويند كه در جهان يكصد هزار ميليون كهكشان وجود دارد كه يك رقم تخمينى است آنهم نه يك تخمين نزديك بواقعيت زيرا شايد شماره كهكشان هاى دنيا دو يا چند برابر اين رقم باشد.
اين كهكشانها باندازه خودشان در جهان مكان بوجود آورده، خود، در آن، جا گرفتهاند. اكنون فرض مىكنيم كه يك هزار ميليون كهكشان ديگر بايستى بوجود بيايد در صورتى كه عقل ما ميگويد براى آن يك هزار ميليون كهكشان جا نيست زيرا هر چه مكان وجود داشته از طرف كهكشانهاى موجود اشغال شده و دنيا، مثل يك سالن تماشاخانه است كه تمام صندلى هاى آن را تماشاچيان اشغال كردهاند و جائى براى جلوس يك تماشاچى جديد وجود ندارد و صندلىها هم طورى است كه دو تماشاچى نمىتوانند بر يك صندلى بنشينند.
اما كسانى كه مىگويند در جهان، مكان وجود ندارد و آنچه وجود دارد، ماده ميباشد اظهار ميكنند، كه اين مسئله توليد اشكال نمىنمايد زيرا همين كه مقرر شود كه هزار ميليون كهكشان اضافى بوجود بيايد مكان آن هم به وجود