مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٤ - فايده بيست و چهارم حكومت در نظر ما
معيوب شدن صدها هزار و يا ميليونها انسان گرديد و سبب تلف شدن صدها ميليارد ثروت و سرمايه مردم گرديد.
٥- توليد و فروش اسلحه و تجارت زنان، براى فحشا و خوشگذرانى پولداران، ميلياردها سرمايه ملتها صرف گرديد. و نمونههاى ديگر، و همه اينها از بركات ليبراليزم است.
بنابر اين لازم است انسان براى منافع خود، خردمندانه بسوى مكارم اخلاقى و دين خدايى برود. در اينجا ممكن است كه خوانندگان هوشمند، بعد از خطرناك بودن ليبراليزم و غير واقعى بودن دموكراسى، سئوال نمايند كه نظر ما در مورد شكل گرفتن حكومت بكدام اصول متوجه است؟ و لذا مناسب است به اصولى در اين مورد اشاره كنيم.
اول- در اسلام ناسيونالزم وجود ندارد، ناسيونالزم كه منشأ استعمار و استثمار و ملتهاى ديگر مىشود، و مجوز و مبرر ظلمها و خونريزىها و بدبختى كشورها و ملتهاى ضعيف مىگردد. و از نظر اسلام همانگونه كه حكومتها مامور اجراى عدالت و مراعات حقوق مردم در داخل كشور مىباشند، مامور مراعات كردن اين دو، در بين همه انسانهاى كره زمين مىباشند. قرآن مىفرمايد: «ما رسولان خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان (اصول عدالت اجتماعى) نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند.» يعنى علت ارسال رسولان و انزال كتابهاى آسمانى، برپايى عدالت اجتماعى در بين همه مردم است و اين اصل بزرگترين فرق بين فرنگ مادى