مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢ - فايده دوم بى دينى مدرن
فايده دوم: بىدينى مدرن
در زمان گذشته وضع مردم از نظر ديندارى و بىدينى روشن بود، جمعى به خدا و قيامت و نبوت و سپس به شريعت اعتقاد داشتند. عده اى ديگر، همه يا پارهاى از معتقدات را انكار كرده و يا ترديد داشتند.
ولى از اواخر قرن بيست تا كنون بين جمعى از شرقيان، خصوصا عده اى ديگر، همه يا پارهاى از معتقدات را انكار كرده و يا ترديد داشتند.
ولى از اواخر قرن بيست تا كنون بين جمعى از شرقيان، خصوصا عده اى از ايرانيها چه به وسوسه و تشويق غربيهاى استثمارگر و چه به علت خودباختگى و چه براى كسب لقب روشنفكرى و چه از نظر لجبازى و دهنكجى با مسئولين بلندپايه جمهورى اسلامى ايران و چه از كوتاهنظرى و مجرد تقليد، به بىدينى مدرن و جديد به جايى رسيدهاند كه خودآگاه و ناخودآگاه در راستاى تهاجم فرهنگى غرب كه در ذات خود به پوچى گراييده، مورد بهرهكشى جهانخواران قرار گرفتهاند و بوسيله[١] كمكهاى مادى و معنوى غربيها، اعتماد كاذبى
[١] - چپيهايى كه تا ديروز زير بيرق كرملين و پكن سوسيالزم را علمى، و كمونيزم را آخرين مرحله كمال بشريت قلمداد مىكردند و با همه اديان خصوصا دين مبين اسلام دشمنى داشتند، پس از فروپاشى شوروى و تحولات چين شديدا سرخورده شدند فعلا از بوى خوش دالر ذليلانه سر به استان فرهنگ غرب گذاشته و بسوى حزب( بىدينان مدرن) رانده شدهاند!! و بىشرمانه دين را به بهانه فرهنگ مادى غرب رد مىكنند.