مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٥ - فايده يازدهم يك معماى بزرگ
فرمود. و ثانيا، زمينه طورى فراهم مىشد كه جاهلين به منصب اجتهاد و فتوى نرسد. و ثالثا، قواعد كلى فقه بنحوى بيان مىشد كه فروع زيادى از آنها بسهولت، و با اقل اشتباه استنباط مىشد.
مثلا اگر به حضرت پيامبر دستور داده مىشد كه قواعد كلى فقه را در حيات خود توسط اصحاب باسواد خود بنويسد و مسلمانان را وادار بمطالعه آن كند و نسخههاى آنرا در حد مقدور تكثير نمايند كه اينكار ممكن بود، شريعت اينقدر محل اختلاف واقع نمىشد.
و به عبارت ديگر همان عنايتى كه در حق قرآن صورت گرفته، در حق اين كتاب هم صورت مىگرفت، وضع بسيار فرق مىكرد. جامعه و مصحف فاطمه و ساير كتب اهل بيت (ع) وقتى بدست مردم نرسد وجود آنها نزد صاحب آنها فايدهاى براى مردم ندارد. و چنانچه باندازه سوره بقره اصول عقايد و معارف اسلامى و نواميس اخلاقى و قواعد كلى شرعى و احكام فقهى به فصاحت و شيرينى كه قرآن داشت، بيان مىگرديد، دين مقامى مى يافت كه اختلاف آرا در آن بسيار كاهش مىيافت و از ظهور مذاهب متعدد اسلامى جلوگيرى بعمل مىآمد. و از طرف ديگر، اگر در نسخ هر يك از شرايع گذشته، عنايت بيشترى بعمل مىآمد تا پيروان آن دين به دين جديد روى مىآوردند، از جنگهاى دينى خانه تباه كن جلوىگيرى مىشد.
چرا اينچنين نشد، آيا غفلت و اشتباهى در كار بود؟ قطعا نه، خداوند حكيم از ازل تا به ابد به تفاصيل همه حوادث علم دارد و ذرهاى از او پنهان نيست