تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧١ - فصل ١٢ آزادى هاى فردى و اجتماعى
روش آن با كفار است.
٤- اسلام اظهار كفر را از كافر غير كتابى- يهود و نصارى و مجوس- قبول نكرده و دولت اسلامى شديد از آن جلوگيرى مىكند.
٥- در جامعه كسى حق اشاعه فساد و فحشاء را ندارد.
٦- شغلهائى كه در اسلام حرام قرار داده شده است مانند شراب- فروشى، دلّالى بحرام، خودفروشى، غبن و غش و امثال آن حكومت اسلامى از آنها جلوگيرى ميكند.
٧- بعضى از اقسام لباس و غذا حرام است.
٨- اعتصاب كارگران و كارمندان در فرضيكه كار آنروز بر آنها از نظر قرارداد واجب نشده باشد مانعى ندارد و ميشود كه سنديكاهاى كارگرى از اول كه قرارداد بين كارگر و كارفرما- چه مردم چه حكومت- منعقد ميشود شرط اعتصاب را بوجه شرعى در آن بگنجانند.
٩- حكومت اسلامى در فرض وجود دليل معقول و متين بر مضر بودن پارهاى از آزادىها براى دنيا و يا دين مسلمانها مىتواند از آنها جلوگيرى كند.
در غير اين موارد هيچكس- حتى ولى امر مسلمين- حق مداخله در زندگانى خصوصى و سياسى و اقتصادى و اجتماعى مردم را ندارد و نيز هيچكس مصئون از انتقاد و ايراد سالم و مستغنى از موعظه و ارشاد نيست.
تا اينجا رابطه اسلام را بطور كلى با آزادىهاى مردمى بيان كرديم و اينك آنچه را كه در رابطه با آزادىهاى مردم در حكومت اسلامى افغانستان بايد در نظر داشت شرايط موجوده لازم به بيان است ذكر مىكنيم:
١- مطبوعات را بايد طور كلى آزاد گذاشت و حتى آن را تشويق نمود كه باعث رشد جامعه است ولى بايد در مقابل مردم را باسواد نمود كه از روزنامهها و كتابها استفاده كلى برده شود تنها دو چيز بايد در حق آنها مراعات گردد، يكى قيود اسلامى كه گذشت دوم اينكه بخارج مربوط نباشند