تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٣ - ١٤ - تعليم و تربيه
نيست مقدار حاصل بمصارف گزاف آن مىارزيد يا نه؟
٢- تربيت خصوصا تربيت اسلامى بطور كلى مهمل و متروك بوده است و گمان قوى بر اين است كه اين اهمال تعمدى و روى برنامه بوده است.
٣- جوّ موجود در ليسهها عامل سست شدن علاقه بچهها به اسلام بوده است.
٤- در فاكولتهها تا حدود زيادى اسلامزدائى بعمل ميآيد و غالب محصلين از محيط و آداب ملى و اخلاق اسلامى خود فاصله ميگرفتند و اگر تبليغات روسها و چينيها عدهاى را در گودال كثيف ماركسيزم سقوط نميداد حداقل در لجنزار بيدينى و لاابالىگرى تباه ميشدند.
٥- اينگونه فارغ التحصيلان كه بقدرت ميرسيدند نه به معتقدات مردم آشنايى داشتند و نه بآن احترام قايل بودند و نه به حق مردم دلسوزى داشتند و نه علاقهاى بوطن، كه از همه اينها احساس حقارت ميكردند و تنها بفكر عياشى و منافع شخصى خود بودند و همين.
بدتر و خطرناكتر اينكه:
عامل كشترا صدها هزار و تبعيد مليونها و معلول شدن دهها يا صدها هزار و سبب خرابى سراسر افغانستان كى بود؟ كى ميخواست كه افغانستان به شوروى ملحق شود؟ كى قصد از بين بردن دين اسلام و استقلال سياسى را داشت، كى درين ده سال روى چنگيز و تيمور و حجّاج و شداد و فرعون را سفيد كرد؟ لابد ميگوئيد كمونستها، بسيار خوب ولى كمونستها دو دستهاند روسى و افغانى و روسها قبل از تهيه زمينه ظلم و كشتار بكشور ما هجوم نياوردند و معلوم است كه زمينه را كمونستهاى افغانى فراهم كردند اين افراد مگر از پدران و مادران مسلمان بدنيا نيامده بودند، اينها در كجا كمونست شدند؟
در مساجد؟ در مدارس دينى؟ در كارگاهها و كارخانهها؟ در كوچه و بازار؟
يا در ليسهها و پوهنتون؟