تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٩ - آيا اعلميت در حاكم اسلامى شرط است يا نه؟
البته بايد متوجه بود كه اعلميت در فقيه تنها به معناى استخراج بهتر احكام از مدارك شرعى آنها است و در حاكم به علاوه آن اداره و تدبير بهتر در كشوردارى نيز مىباشد.
اگر فرض شود كه يكى در فقه و ديگرى در اداره كشور داناتر است مسلما دومى بر اولى براى حكومت و اولى براى تقليد مقدم است و اينجا است كه مرجعيت و حاكميت با هم اختلاف پيدا ميكنند. بحث در موردى است كه هردو در تدبير كشور مساوى باشند ولى يكى از آنها افقه باشد و از براى حكومت كردن هم مانعى اختيارى و غير اختيارى براى او وجود نداشته باشند، آيا در اين صورت حكومت فقيه غير افقه و اعلم قانونى است يا نه؟
ممكن است كه بر اعتبار اعلميت باين دو آيه استدلال كرد: وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ (بقره ٤٧) و قوله تعالى: هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ.
خداوند طالوت را بر شما برگزيده و او را حكمران شما قرار داده و توانائى علمى و جسمى او را زياد نموده است.
(و) آيا آنانيكه ميداند با آنانيكه نميدانند برابرند؟ بلى دانشمندان نسبت به دانشمندتر در مقدار زيادى- كمى يا كيفى نادان گفته ميشود.
و من نهج البلاغه: ايها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقومهم (اقواهم) و اعلمهم بامر الله فان شغب شاغب استعتسب و ان ابى قوتل (خطبه ١٧٢).[١]
[١] - اى مردم سزاوارترين مرد به امر خلافت محكمترين و داناترين آنان بامر خداوند است اگر توطئهگرى توطئه كند سر جايش نشانده ميشود-- و اگر نپذيرد باو قتال جايزه ميشود.