تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - فصل ٧ جمهورى يا سلطنت
بياورند چه بنام امامت و چه بنام خلافت و چه بنام ولايت فقيه و چه بنام سلطنت غير موروثى و چه بنام جمهورى و غير ذلك و اينگونه قالببنديها در نظر اسلام موضوعيت ندارد و نبايد روى آنها تعصب بخرج داد هرچند كه در روايات اسلامى لفظ خليفه و امام بيشتر استعمال شده است و كلمه ولى امر از قرآن ناشى ميباشد.
بلى آنچه كه مهم است و اسلام از آن چشمپوشى نميتواند دو چيز ديگر است كه در همه زمانها و مكانها بايد مسلمانان آنرا مراعات نمايند.
اول تحقق شرايط در وجود حاكم اسلامى.
دوم پياده كردن دستورات اسلامى در اجتماع و اجتناب از تطبيق احكام غير اسلامى.
بنابراين اسلام محتوى و قلب را مد تظر قرار ميدهد نه شكل و قالب را ولى بهرحال رژيمهاى استبدادى- سلطنت[١] و جمهورى روى جهاتى
[١] - بعضى از نويسندگان ادعا دارند پادشاهى مطلقا از نظر قرآن غيرقانونى است: ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها ... و كان وراءهم ملك يأخذ كل سفينة غصبا. هنگاميكه پادشاهان داخل قريهاى شوند آنرا تباه ميگردانند و عزيزان آنجا را ذليل. پادشاهى بود كه هر كشتى را غصب مىكرد.
ولى معلوم نيست كه ملوكيت در اين آيات و نظاير آن بمعناى پادشاهى مصطلح باشد بلكه بمعناى زمامدارى است كه برياست جمهور نيز منطبق است و توّهم اين نويسنده از خلط كردن لغت به اصطلاح است كه يك توّهم فراگير و غالبى ميباشد.
بعلاوه كه در قرآن آياتى است كه ملوكيت را مدح كرده است، بلكه بعنوان نعمت خدا معرفى شده است. إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ-- عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً. اينهم سه آيه ديگر: إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً. وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً. سليمان به خدا عرض ميكند: رَبِّ اغْفِرْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي. واقعيت اينست كه ملوكيت نه بد است و نه خوب و بايد به محتواى آن توجه نمود.