تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٨ - فصل ٢٧ عهدنامه مالك اشتر
از جريانات است، فاصله گرفتن از مردم سبب ميشود از آنچه كه در پنهانى از آنان ميگذرد اطلاع نيابند در نتيجه بزرگ در نظر آنان كوچك جلوه كند و كوچكى بزرگ، خوب بد و بد خوب. حق و باطل مشتبه شود. همانا والى بشر است و از كارهائيكه مردم در پنهانى انجام ميدهند اطلاع ندارد و بر چهره حق نشانه خاصى وجود ندارد كه انواع راست از دروغ شناخته شود، تو از دو دسته خارج نيستى، مرديكه با آغوش باز در راه حق انجام وظيفه ميكند درينصورت پنهان شدنت از مردم براى ادا نكردن واجبى است كه بايد آنرا اجراء كنى و يا فرار از كار بزرگوارانهاى است كه بايد آنرا انجام دهى و از آن پرهيز ميكنى و يا كسيكه به منع و سختگيرى گرفتار شدهاى كه مردم بزودى از خواهش كردن از تو نااميد شوند چون لطفى در تو نمىبينند.
با اينكه اكثر درخواستهاى مردم خرج و رنجى براى تو ندارد زيرا آنان از ستم به سختى افتادهاند و يا خواهان انصاف در كارها هستند.
٢١- البته كه واليان اطرافيان مخصوص و محرمان اسرارى دارند كه خودپسندى، دستدرازى و كمانصافى در معامله در آنان وجود دارد، تو ريشه اين خصلتها را از طريق برانداختن اسباب اين روشها بخشكان، براى هيچ فردى از اطرافيان و طرفداران خود زمينى را وامگذار، و آنان نبايد از جانب تو بطمع بيفتند كه بدگيران ضرر برسانند. از آبهاى عمومى و يا كارهاى مشترك سود ببرند و خرج آنرا بدوش ديگران بگذارند و ازينطريق بكام خود برسند و ننگ آن در دنيا و آخرت براى تو باشد.
حق را بر دور و نزديك تطبيق كن و درين راه صبر داشته مزد خود را از خدا بخواه هرچند كه به خويشاوندان و يارانت ضرر برسد، آنجا كه عرصه بر تو تنگ گردد به آخر آن بنگر كه پايان راه حق شيرين است.
اگر ملت بتو بدگمان شدند آشكارا دليل خود را بيان كن و سوء ظن آنها را برطرف گردان زيرا تو با اين كار براى خودت عادتى (خوب) بوجود ميآورى و نوعى مدارا با مردم هم است و با اين عذرخواهى بهدف خويش