تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢١ - فصل ٢٧ عهدنامه مالك اشتر
اينان داراى بزرگوارى و شاخههاى خوبى ميباشند و بامور انان همچون پدر و مادر رسيدگى كن و آنچه كه براى تقويه آنان كردهاى بزرگ نشمارى و لطفى كه براى آنان تعهد سپردهاى ناچيز نينگار هرچند اندك باشد زيرا اين روش سبب ميشود كه آنان نصيحت و اخلاص و حسن نظر بتو پيدا كنند، از كارهاى دقيق و كوچك آنان باميد تفقد كارهاى مهم آنان صرفنظر نكن زيرا از لطف كم تو استفاده ميبرند و از انجام كارهاى مهمشان از تو بىنياز نيستند.
و بايد برگزيدهترين سران سپاهت كسى باشد كه با لشكريان در كمك مواسات كند و از دارائى و توانائى خود به آنها احسان نمايد كه خود و خانواده آنان در آسايش باشند تا جز جهاد با دشمن فكر ديگرى نداشته باشند، علاقه تو به آنان دلهاى آنان را بسوى تو مىكشاند.
بهترين چشمروشنى واليان برپائى عدالت در شهرها و اظهار دوستى رعيت است و دوستى رعيت ظاهر نگردد مگر به سلامت سينههاىشان (از خشم و كينه) و نصيحت و اخلاص آنان بصحت نپيوندد مگر به گردآمدن و جمع شدن بگرد واليانشان و سنگين نشمردن دولت آنان و انتظار نداشتن بسر رسيدن مدت و دوران آنان، آرزوهاى آنان را برآر هميشه خوبى آنان را بيان دار و مشكلات و مصائب جهادى آنان را بشمار كه زيادتى تمجيد از كارهاى خوب آنان شجاع را بهيجان مىآورد و نشسته، (بىتفاوت) را اگر خدا بخواهد ترغيب ميكند. بهركسى مصيبتى رسيده براى او بشناس و رنج يك سرباز را بديگرى نسبت نده (مثلا همه خوبيها را از صاحبمنصب ندان) و در دادن حق او در پايان كار كوتاهى نكن و بزرگى فردى موجب نشود كه مصيبت كوچك او را بزرگ گردانى، و پستى هركسى سبب نشود، كه مصيبت بزرگ او را (در جهاد) كوچك شمارى.
١٢- مشكلات بزرگ و امور مشتبه را بخدا و رسولش برگردان همانا خداوند بمردمى كه ارشاد آنان را خواسته فرموده است از خدا و رسول او