تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٢ - فصل ٢٦ نشانه هاى حكومت اسلامى و طاغوتى
ميان آنان مساوات برقرار ميكردم چه رسد باينكه مال مال خداست بخشش مال بدون حق اسراف است كه بخششكننده را در دنيا بلند ميبرد ولى در آخرت پائين مىآورد، اينگونه بخششها آدمى را نزد مردم گرامى ميدارد و نزد خدا پست.
هيچكس مال خود را در جاى نادرست و غير اهلش نگذاشت مگر آنكه خداوند شكران مال را (از جانب گيرندگان نااهل) بر او حرام كرد و دوستى آنان براى غير او است (چه جمله خوب و عبرتگير) اگر روزى اين مرد بكمك آنها (اطرافيان مفتخور خود) محتاج شود آنانرا بدترين و سرزنشكنندهترين دوستان مىيابد (چه رسوائى).
على بر سر اين حرف خود ايستاد و مشكلات زيادى را متحمل شد و حتى جمعى از ياران او از كنارش پراكنده شدند.
٩- او به پسرعموى خود عبد الله بن عباس والى بصره نوشت:
و انى اقسم بالله قسما صادقا لئن بلغنى انك خنت من فيئى المسلمين شيئا صغيرا او كبيرا، لاشدن عليك شدة تدعك قليل الوفر ثقيل الظهر ضئيل الامر.
بخدا سوگند اگر خبر برسد كه از حق مسلمانها كم يا زياد خيانت كرده باشى آنچنان بر تو سخت بگيريم كه كممايه و گرانپشت و ذليل گردى.
١٠- بيك مرديكه ميخواست بمحضرش تحفهاى بدهد مىفرمايد:
و الله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى الله فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته و ان دنياكم عندى لاهون من ورقة فى فم جرارة تقضمها.
بخدا قسم اگر هفت اقليم با آنچه در زير افلاك آن است بمن بدهند كه پوست جوى را از دهان مورچهاى بگيرم و خدا را معصيت كنم نخواهم كرد و دنياى شما پيش من از برگى كه ملخ آنرا ميجويد پستتر است.
١١- امير المومنين در احتياط كردن در مصرف بيت المال اينگونه به زمامداران دنيا درس ميدهد: كتب الى عماله ادقوا اقلامكم و قاربوا بين