تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٣ - ششم - در افغانستان چگونه باشيم
بوسيله سخنرانيها و نشرات و تأليفات لزوم وحدت و همبستگى مسلمانان را بيان دارند و اينكه مذهب و نژاد و وطن و غيره نميتواند اخوت ايمانى آنان را برهم زند و الله من وراء القصد.
ششم- در افغانستان چگونه باشيم:
با كسانيكه تعصب و يا غرور چشم عقل آنان را كور كرده و يا مزدورى بيگانگان اراده را از ايشان سلب كرده بحثى نداريم، سخن ما با مسلمانان متدين و متعهدى است كه به آبادى وطن و آرامش همه هموطنان مسلمان خود علاقه دارند و اتحاد همه مسلمانان را با اختلاف اقوام و مذاهب آن براى حفظ استقلال و ترقى كشور لازم ميدانند، و دين در نظر آنان از همهچيز بالاتر است، ما با اين دسته متدين پاكنژاد روشنضمير پيشنهاد ميكنيم كه:
اولا بمنظور جلوگيرى از تكرار حوادث شرمآور و تلخ گذشته بين شيعه و سنى.
ثانيا بمنظور قطع ايادى بيگانگان طماع.
ثالثا بمنظور تطبيق عدالت اجتماعى و اخوت اسلامى.
رابعا بمنظور تقويت بنيه اقتصادى (زراعتى و صنعتى) و غيره
و خامسا بمنظور تحكيم علاقه هموطنان به كشور آبايىشان و بمنظور ... بايد در نظام اسلامى آينده افغانستان نسبت به شيعيان افغانى امور زير عملى گردد:
اول- ذكر مذهب جعفرى در قانون اساسى همانند مذهب حنفى[١]
[١] - در همه قانونهاى اساسى گذشته مذهب رسمى مذهب حنفى بوده و ساير اديان( يهود و مجوس و نصارى) تا جائيكه به امنيت عمومى مخل-- نباشند آزاد هستند ولى از مذاهب ديگر اسلامى نامى برده نشده است. و بدينترتيب مذهب جعفرى از دين يهود و نصارى هم عقبتر نگهداشته شده و شيعيان افغانى كه چند مليون هستند از يهوديان و ترسايان هم كه بسيار اندكند محرومتر بودهاند. درين صورت كدام عاقلى توقع دارد كه قانون اساسى كشور مورد احترام اين مردم قرار گيرد و حكومت را قانونى بدانند؟ معلوم است كه هر فرد متدين در قدم اول مذهبى است و در قدم دوم افغانى و پاكستانى و مذهب خود را بر كشور و قانون وضعى آن مقدم ميدارد، بنابراين نبايد با ناديده گرفتن مذهب جعفرى در قانون اساسى احترام قانون مذكور را در نظر چند مليون از بين برد.