تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٢ - پنجم - راه عمده و عملى ايتلاف
اينكه يك كتاب مختصر و جامع فقهى ازين دو مذهب انتخاب و براى طلاب مذهب ديگر تدريس شود.
راه سوم اينكه براى طلابى كه درسشان از درجه متوسط گذشته فقه مقارن تدريس شود كه در آن از نظريات هردو مذهب صحبت شود، اين فقه مقارن بشكل جزوههاى تيپى باشد يا كتاب چاپى.
نتيجه: وقتى برنامه درسى توحيد و يا تقريب شود و وقتى كه طلاب شيعه و سنى مختلطا درس بخوانند قهرا همديگر را بهتر درك ميكنند و به عقايد هم آشنائى عميقى پيدا ميكنند محبت و دوستى بين آنان بوجود مىآيد، مذهب هركدام براى ديگرى عادى ميشود و باعث تعجب و غرابت نميشود و هركدام مذهب ديگرى را ناشى از قرآن سنت و اسلامى ميدانند و قسمتى از مشكلات فعلى ميان اهل علم مسلمان از بين ميرود. وقتى اين تفاهم و همبستگى بين اهل علم طرفين واقع شد مسلما تعصبات مذهبى در ميان عوام الناس اگر از بين نرود بسيار محدود ميشود و حداقل موضوع تكفير و تفسيق و تجاوز و قتل و غارت و ساير جنايات شرمآور از بين ما مسلمانان رخت برمىبندد و طرفين زندگانى نسبتا راحتى را مىگذرانند و در نتيجه فكرها به آبادى كشور و همكارى همهجانبه اجتماعى و اقتصادى متوجه ميشود بيگانگان استعمارچى هم كمتر ميتوانند كه با مقدرات ما بازى كنند و حداقل به دين و دنياى ما بنام دين ضربه زده نمىتوانند، و اين هم از تأثير علماى دينى در افكار و احساسات مردم مسلمان ما نشئت ميگيرد.
آرى اين طرح بسيار آسان و قابل عمل و داراى ثمرات بسيار كلى و مهم در زندگانى ما ميباشد خداوند به مسئولين آينده حكومت اسلامى افغانستان و همچنين ساير كشورها توفيق تطبيق آنرا بدهد.
بلى تا موقع تطبيق و تأثير اين برنامه دانشمندان طرفين بايد اولا جلو هممذهبان افراطى خود را بگيرند كه بمقدسات طرف ديگر توهين نكنند و از طبع اينچنين كتب و نشرات آنها حتى المقدور ممانعت بعمل آورند و