تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٤ - نظر نگارنده درين مورد
براى تائيد اين مطلب روايت صحيح السند محمد بن مسلم و زراره از امام پنجم و ششم عليهما السالم كه در صفحه ٥١ جلد ٦ الوسايل مذكور است كفايت ميكند:
وضع امير المومنين على الخيل العتاق الراعيته فى كل فرس فى كل عام دينارين و جعل على البرازين دينارا.
وضع و قرار دادن ماليه بر اسپها جز بعنوان ثانوى مدركى قابل فهم ندارد.
ممكن است بگوئيم آياتى كه امر بجهاد بمال فى سبيل الله و انفاق فى سبيل الله ميكند دلالت بر مطلوب ما دارد و فى سبيل الله مخصوص به جهاد مسلحانه نباشد و اقامه و حفظ دين را هم شامل ميشود (أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ و اگر در دلالت آن ترديد شود راهى ديگر هم داريم، قرآن جهاد بمال را واجب فرموده است و ما ميدانيم كه در جهاد مسلحانه هيچ خصوصيتى جز حفظ و ترويج اسلام وجود ندارد، بنابرين صرف مال براى حفظ اسلام مطلقا واجب است چه از طريق جهاد مسلحانه و چه از طريق اقامه حكومت اسلامى.
و اين دليل كه بذهن نگارنده خطور كرده است قابل اعتماد است و بهتر اينكه وجوب دفع مال را بعنوان اولى ثابت مىسازد نه بعنوان ثانوى.
بلى زمامداران مسلمان بايد جمله عمر بن عبد العزيز خليفه صالح اموى را هميشه بخاطر داشته باشندكه: ويحك ان محمدا (ص) بعث هاديا و لم يبعث جابيا. خداوند رسول خود را براى هدايت فرستاده است نه براى جمعآورى مال.
حكومتها نبايد همه فكر و نقشه خود را براى اخذ اموال مردم به كار اندازند و از وظايف اساسى و بنيادى خود غافل گردند زيرا حكومتى كه تنها پول مردم را بزور بگيرد و بهوس و تشريفات مصرف نمايد و از اصلاح معنوى و مادى مردم بركنار باشد، اسلامى نيست بلكه طاغوتى ميباشد.