تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢ - فصل ١ ضرورت حكومت از نظر عقل و شرع
مهمتر اينكه در زمان ما دولتها در همه شئونات زندگى ملتها مداخله مىنمايند امر مسلمانان در همه كشورهاى اسلامى داير بين اينست كه با اقدام به اقامه حكومت اسلامى نمايند و يا در غالب موارد پيرو قوانين غير اسلامى باشند كه نتيجه آن عزل دين از ساحه زندگانى اجتماعى، اقتصادى و حتى زندگانى فردى و عايلوى مىباشد كه مسلما خداوند متعال و رسول اكرم (ص) به آن راضى نيستند[١].
در پايان قابل يادآوريست كه پيامبر اكرم اسلام در بدو ورود خود به مدينه عملا حكومت را تشكيل نمود و به مناطق مسلماننشين والى فرستاد سفرائى بدربار پادشاهان بزرگ اعزام داشت پيمانها را با سران قبايل امضاء كرد، فرماندهى جنگها را بعهده گرفت قرارداد متاركه و مهادنه را امضاء نمود، سفيران را بحضور مىپذيرفت و متوجه شئونات جامعه آنروز شد و آياتى از جانب خداوند درباره اداره كشور بر او نازل شد و بعد هم جانشينى خود را نيز تعيين نمود و مسلمانان صدر اسلام نيز روزى هم در لزوم حكومت اسلامى ترديد نكردند.
بنابراين اقامه حكومت اسلامى بر همه مردم واجب كفائى مىباشد كه در فرض تهاون و بىتوجهى همه آنان مسئول و مستحق عقاب اخروى خواهند بود.
[١] - توضيح اين مطلب در اوائل كتاب جهاد اسلامى( ج ١) تأليف نگارنده مذكور است.