دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥ - ٤/ ٩ تكليف كسى كه توان شناخت امامعليه السلام را ندارد
٢٢١. الإمامة و التبصرة- به نقل از يعقوب بن شعيب-: به امام صادق عليه السلام گفتم: هنگامى كه امام از دنيا مىرود و خبرش به افرادى كه در جاى خود هستند مىرسد [، چه كنند]؟
فرمود: «در جستجوى امام بيرون مىآيند و تا آن گاه كه در جستجو هستند، معذورند».
گفتم: همه آنان به جستجو برخيزند يا برخى هم بيرون بيايند، كافى است؟
فرمود: «خداوند عز و جل مىفرمايد: «چرا از هر فرقهاى از آنان، دستهاى كوچ نمىكنند تا در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان باز گشتند، بيم دهند؟! باشد كه آنان [از كيفر الهى] بترسند». اينان كه ماندهاند، مشكل و تنگنايى ندارند تا يارانشان [كه براى جستجو رفتهاند،] به سوى آنان باز گردند».[١]
٢٢٢. رجال الكشّى- به نقل از عبد اللَّه بن زراره-: زُراره، فرزندش عُبيد را فرستاد تا در باره امام كاظم عليه السلام پرس و جو كند؛ امّا پيش از مراجعت عُبيد، مرگ به سراغ زراره آمد.
[در حال احتضار] قرآن را برداشت و بالاى سرش گرفت و گفت: امامِ بعد از جعفر بن محمّد، كسى است كه نامش در اين كتاب، در ضمن قرآن است و از جانب كسانى تعيين شده كه خداوند، فرمانبردارى از آنان را بر خلقش واجب ساخته است، و من به او ايمان دارم.
اين رويداد، به امام كاظم عليه السلام خبر داده شد. ايشان فرمود: «به خدا سوگند، زراره مهاجر به سوى خداوند متعال است».[٢]
ر. ك: ص ١١ ح ١٦٦ و ص ١٣ ح ١٦٧.
[١]. الإمامة و التبصرة: ص ٨٨ ح ٧٦، علل الشرائع: ص ٥٩١ ح ٤١( هر دو منبع با سند معتبر)، بحار الأنوار: ج ٢٧ ص ٢٩٥ ح ٢.
[٢]. رجال الكشّى: ج ١ ص ٣٧٢ ش ٢٥٤، معجم رجال الحديث: ج ٧ ص ٢٣٢ ش ٥. نيز، ر. ك: كمال الدين: ص ٧٥، التحرير الطاووسى: ص ١٢٥، بحار الأنوار: ج ٤٧ ص ٣٣٩ ح ١٩.