دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ٤/ ١ لزوم شناخت امام عليه السلام در هر زمان
گفتم: اگر امامى از دنيا رفته و مردى در [منطقه دورى مثل] خراسان باشد و نمىداند و نمىتواند بداند كه وصىّ امام كيست، آيا معاف نيست؟
فرمود: «نه، معاف نيست. امام هنگامى كه از دنيا مىرود، حجّت وصىّ او به گردن همشهريان او مىآيد [و راه شناسايى او را دارند] و بر كسانى كه نزد او [در آن شهر] حضور ندارند، لازم است كه چون [خبر فوت امام] به ايشان رسيد، به جستجو بيرون بيايند.
خداوند عز و جل مىفرمايد: «چرا از هر قومى، برخى كوچ نمىكنند تا دين را بياموزند و هنگامى كه به سوى قوم خود باز گشتند، آنان را بيم دهند تا شايد حذر كنند؟!»».
گفتم: [فرض كنيد] گروهى به جستجو بيرون آمدند؛ امّا برخى از ايشان پيش از رسيدن، از دنيا رفتند؟
فرمود: «خداوند عز و جل مىفرمايد: «و هر كس هجرتكننده به سوى خدا و پيامبر او، از خانهاش بيرون آيد، سپس مرگ او را در يابد، پاداش او قطعاً بر خداست»».[١]
١٦٧. الكافى- به نقل از يعقوب بن شعيب-: به امام صادق عليه السلام گفتم: وقتى براى امام حادثهاى پيش مىآيد [و امام رحلت مىكند]، مردم چه كنند؟
فرمود: «سخن خداى عز و جل كجاست كه مىفرمايد: «چرا از هر قومى، برخى كوچ نمىكنند تا دين را بياموزند و هنگامى كه به سوى قوم خود باز گشتند، آنان را بيم دهند تا شايد حذر كنند؟!»؟
آنان كه به جستجو آمدهاند، تا زمان يافتن، عذر دارند و آنان هم كه به انتظار ايشان نشستهاند، تا بازگشت ايشان، معذورند»[٢].[٣]
١٦٨. الكافى- به نقل از احمد بن عمر-: از امام رضا عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل كه: «سپس كتاب را به كسانى ارث داديم كه از ميان بندگانمان برگزيديم»[٤] پرسيدم.
[١]. الكافى: ج ١ ص ٣٧٨ ح ٢( با سند معتبر)، علل الشرائع: ص ٥٩١ ح ٤٢، الإمامة و التبصرة: ص ٢٢٦ ح ٧٧، تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ١١٨ ح ١٦١( همه اين منابع با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٢٧ ص ٢٩٦ ح ٣.
[٢]. مراد از برگزيدگان، خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان ميراثبران معارف قرآناند، هر چند ميان آنان« ظالم لنفسه» نيز هست كه امام بر حق را نمىشناسد.
[٣]. الكافى: ج ١ ص ٣٧٨ ح ١( با سند صحيح)، تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ١١٧ ح ١٥٨( با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٢٧ ص ٢٩٨ ح ٩.
[٤]. ادامه آيه، اين است:« پس برخى از آنان، ستم كننده به خويش اند و برخى از آنان، ميانهرو و برخىشان، پيشى گيرنده در كارهاى خيرند».