دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧ - سخنى در باره وجوب شناخت امام عصرعليه السلام
مَن ماتَ وَ لَيسَ فى عُنُقِهِ بَيعَةٌ، ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً.[١]
كسى كه بميرد و در گردن او بيعت نباشد، به مرگ جاهلى مرده است.
در واقع، اين گونه افراد تلاش مىكنند تا احاديث ياد شده را به جاى حمل بر امامان اهل بيت- كه برگزيده خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله اند-، بر هر زمامدارى هر چند جائر، حمل كنند.
ابن ابى الحديد، نقل مىكند كه عبد اللَّه بن عمر از بيعت با على عليه السلام خوددارى كرد؛ امّا شبانه درِ خانه حجّاج را كوبيد تا با عبد الملك، بيعت كند تا آن شب را بدون امام، صبح نكند. او گمان مىكرد كه بايد چنين كند؛ زيرا از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده بود كه فرمود: «هر كه بميرد و امامى نداشته باشد، مرگى چونان مرگ جاهلى داشته است». حجّاج نيز او را آن قدر تحقير كرد و پستش شمرد كه پايش را از بستر خواب بيرون آورد و گفت: با پاى من بيعت كن![٢]
پس نكته اصلى در مورد حديث، معناى حديث است، نه اصل صدور آن از پيامبر صلى الله عليه و آله.[٣] براى فهم حديث شريف، بايد مقصود از جاهليت روشن شود.
در فرهنگ اسلامى، عصر رسالت پيامبر خدا، عصر علم، و دوران پيش از بعثت ايشان، دوران جاهليت است، بدين معنا كه پيش از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله به دليل تحريفى كه در اديان آسمانى پديد آمده بود، مردم در گمراهى به سر مىبردند و آنچه به نام دين بر جوامع مختلف بشر حكومت مىكرد، چيزى جز خرافات و موهومات نبود.
[١]. ر. ك: ص ٣٤ ح ١٩٤.
[٢]. شرح نهج البلاغة، ابن أبى الحديد: ج ١٣ ص ٢٤٢.
[٣]. علّامه امينى مىگويد: اين، حقيقت مسلّمى است كه كتابهاى صحاح و مَسانيد[ اهل سنّت]، آن را مسلّم دانستهاند و گريزى از پذيرش مفاد آن نيست و اسلامِ هيچ مسلمانى، جز با تسليم بودن در برابر آن، كامل نيست و حتّى دو نفر هم در باره آن، اختلاف نظر ندارند و يك نفر هم در باره آن، به خود، اجازه ترديد نداده است. اين تعبير، حكايت از بدعاقبتىِ كسى دارد كه بدون امام بميرد و چنين كسى، از هر گونه نجات و رستگارى محروم است. مرگ جاهلى، بدترين مرگ است؛ مرگِ در حال كفر و الحاد( الغدير: ج ١٠ ص ٣٦٠).