دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١ - شناخت كدام امام؟
رهبرى قريش را در اين قيام بر عهده داشت- رفت. ابن مطيع، دستور داد كه براى عبد اللَّه پُشتىاى بياورند و او را به نشستن دعوت كرد. ابن عمر گفت: نيامدهام كه بنشينم. آمدهام تا حديثى را كه از پيامبر خدا شنيدهام، براى تو باز گويم. شنيدم كه پيامبر خدا فرمود:
مَن خَلَعَ يَداً مِن طاعَةٍ، لَقِىَ اللَّهَ يَومَ القِيامَةِ لا حُجَّةَ لَهُ، وَ مَن ماتَ وَ لَيسَ فى عُنُقِهِ بَيعَةٌ، ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً.
كسى كه دست از اطاعت [امامى] بكشد، روز قيامت، در حالى خدا را ملاقات مىكند كه حجّتى ندارد و كسى كه بميرد و با [امامى] بيعت نكرده باشد، به مرگ جاهلى مُرده است.[١]
بنگريد كه چه استادانه، سخن پيامبر خدا را در جهت مخالفت مقصود ايشان به كار مىبرند! اين، همان پديده خطرناكى است كه پيامبر خدا براى پيشگيرى از آن، در اين حديث و دهها حديث ديگر، بِدان هشدار داده و مردم را به اطاعت از امامان حق، دعوت كرده است. هشدار پيامبر خدا به دست سياستبازان مسلماننما و عوامل آنان، تحريف مىگردد و بدين ترتيب است كه از حديث، بر ضدّ حديث، و از اسلام بر ضدّ اسلام، سوء استفاده مىشود و سرانجام با ناديده گرفتن جايگاه امامت در جامعه اسلامى و به فراموشى سپردن توصيههاى پيامبر صلى الله عليه و آله، عصر علم و اسلام در امّت اسلامى سپرى مىگردد و رجعت به جاهليت و گمراهى، تحقّق مىيابد.
بنا بر اين، بدون ترديد، مقصود از احاديثى كه مرگِ بدون شناخت امام را مرگ جاهلى مىدانند،[٢] بيم دادن از عدم تمسّك به ولايت اهل بيت عليهم السلام است كه ضرورت تمسّك به آنان، در حديث ثَقَلين و غدير و صدها حديث ديگر، براى مردم، بيان شده است.
[١]. ر. ك: ص ٣٢ ح ١٩٠.
[٢]. مَن ماتَ وَ لَم يَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً( ر. ك: ص ١٦٠ ح ٣٠٥).