دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣ - ٢/ ٢ ولادت پنهانى
فرمود: «آن گونه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفتار كرد. [آيينهاى نادرست] پيش از خود را باطل و از نو آغاز مىكند».[١]
٣٣٧. الكافى- به نقل از ايّوب بن نوح-: به امام رضا عليه السلام گفتم: اميدوارم كه تو صاحب اين امر (حكومت جهانى) باشى و خداوند، آن را بدون خونريزى به سوى تو بكشاند؛ چرا كه برايت بيعت گرفتهاند و به نامت سكّه زدهاند.
فرمود: «هيچ يك از ما نيست جز آن كه چون با او نامهنگارى شود و مشهور و انگشتنما گردد و از او مسئله پرسند و خمس و زكات و هديه به وى دهند، ترور مىشود و يا با خون دل در بستر مىميرد، تا اين كه خداوند، جوانى از ما را براى اين امر (حكومت جهانى) بر مىانگيزد كه ولادت و زادگاهش پنهان است؛ امّا نسب و تبارش پنهان نيست».[٢]
٣٣٨. الغيبة، نعمانى- به نقل از عبد اللَّه بن عطا مكّى-: از واسط[٣] به قصد حج بيرون آمدم و بر امام باقر عليه السلام وارد شدم. از من در باره مردم و قيمتها پرسيد. گفتم: مردم را در حالى ترك كردم كه گردنهايشان را به سوى تو كشيدهاند و اگر قيام كنى، مردم به دنبالت مىآيند.
فرمود: «اى پسر عطا! گوش به احمقان سپردهاى. به خدا سوگند، من مسئول [قيام و بسيج] شما نيستم كه هيچ يك از مردان ما مورد اشارت قرار نمىگيرد و با دست و ابرو به او اشاره نمىكنند، جز آن كه كشته مىشود و يا در بستر، جان مىدهد».
گفتم: در بستر، جان مىدهد، يعنى چه؟
فرمود: «با خون دل و ناراحتّى بر بسترش جان مىدهد تا آن كه خداوند، كسى را بر مىانگيزد كه به ولادتش توجّهى نشود».
گفتم: و چه كسى به ولادتش توجّهى نمىشود؟
[١]. الغيبة، نعمانى: ص ١٦٩ ح ١٠، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ١٣٨ ح ٩.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٣٤١ ح ٢٥( با سند صحيح) و ص ٣٤٢ ح ٢٦( با عبارت مشابه)، الغيبة، نعمانى: ص ١٦٨ ح ٩( با سند صحيح) و ص ١٦٧ ح ٧( با عبارت مشابه)، كمال الدين: ص ٣٧٠ ح ١( با سند معتبر) و ص ٣٢٥ ح ٢( با عبارت مشابه)، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٤٠، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٣١٤، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٧ ح ٨.
[٣]. واسط، شهرى است كه حجّاج بنا نهاد و علّت نامگذارى آن اين بود كه بين بصره و كوفه قرار دارد.