دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩ - ٥/ ٥ امامت مستضعفان
و آنان را با عزت و دشمنشان را خوار مىكند».[١]
٢٤٠. نهج البلاغة: امام على عليه السلام فرمود: «دنيا پس از چموشىاش، رام ما مىشود و به ماروى مىآورد، مانند شتر مادهاى كه [دوشندهاش را گاز مىگيرد و از دادن شير به او دريغ مىورزد و آن را براى بچّهاش نگاه مىدارد و] به سوى بچّهاش باز مىگردد» و به دنبال اين سخن، اين آيه را تلاوت كرد: «و ما مىخواهيم كه بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را امام و وارث [زمين] قرار دهيم».[٢]
٢٤١. كمال الدين- به نقل از حكيمه خاتون، عمّه امام حسن عسكرى عليه السلام-: هفت روز [پس از تولّد قائم عليه السلام، نزد امام عسكرى] آمدم و سلام دادم و نشستم. فرمود: «پسرم را برايم بياور». او را كه در پارچهاى پيچيده شده بود، آوردم و ايشان مانند بار اوّل، او را در آغوش گرفت.[٣] سپس زبانش را در دهانش فرو برد، گويى كه به او شير يا عسل مىخوراند. سپس فرمود: «پسركم! سخن بگو». او به سخن در آمد و گفت: «به يكتايى خدا شهادت مىدهم» و بر محمّد و على، امير مؤمنان، و نيز امامان پاك- كه درودهاى خدا بر همه آنان باد- درود فرستاد تا به پدرش عليه السلام رسيد و باز ايستاد.
سپس اين آيه را تلاوت كرد: به نام خداوند بخشنده مهربان. «و ما مىخواهيم كه بر
[١]. الغيبة، طوسى: ص ١٨٤ ح ١٤٣، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٥٤ ح ٣٥.
[٢]. نهج البلاغة: حكمت ٢٠٩، خصائص الأئمّة: ص ٧٠، مجمع البيان: ج ٧ ص ٣٧٥، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٦٤ ح ٦٦.
[٣]. ر. ك: ص ٢٢٣( ماجراى ولادت امام).