دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٢ - ١ - ٣ بهترين دليل بر امكان طول عمر
مىكنند كه ايشان هم اكنون زنده است و در قيام جهانى امام مهدى عليه السلام حاضر خواهد بود و با ايشان نماز خواهد خواند.[١]
نيز خضر عليه السلام كه پيش از موسى عليه السلام در جهان زندگى مىكرده و هماكنون نيز زنده است. شيخ مفيد در اين باره مىفرمايد:
الخضر عليه السلام موجود قبل زمان موسى إلى وقتنا هذا بإجماع أهل النقل و اتّفاق أصحاب السير و الأخبار سائحاً فى الأرض لا يعرف له أحد مستقرّاً و لا يدعى له اصطحاباً إلّاما جاء فى القرآن به من قصّته مع موسى.[٢]
خضر عليه السلام به اجماع اهل نقل و اتّفاق نظر سيرهنويسان و اهل خبر، از زمان موسى عليه السلام تا زمان ما موجود است و در زمين مىگردد. كسى از جاى ثابت او خبرى ندارد، و همراهىاى براى او شناخته نيست، جز آنچه در باره ماجراى او با موسى عليه السلام در قرآن آمده است.
گفتنى است شمارى از علماى اهل سنّت نيز معتقد به زنده بودن خضراند. ديار بكرى مىنويسد:
جمهور علما بر اين عقيدهاند كه خضر، زنده است.[٣]
افزون بر اين، برخى از احاديث معتبر نزد اهل سنّت، بر حيات دجّال در عصر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دلالت دارند و اين كه وى تا قيام مهدى عليه السلام زنده خواهد بود.[٤] آيا كسانى كه به عمر هزار و چهار صد ساله دجّال از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تا كنون اعتقاد دارند، مىتوانند امكان طول عمر امام مهدى عليه السلام را انكار كنند؟[٥]
[١]. ر. ك: ج ٩ ص ١٣( بخش يازدهم/ فصل پنجم/ نماز خواندن عيسى پشت سر امام عليه السلام).
[٢]. الفصول العشرة: ص ٨٣.
[٣]. تاريخ الخمسين: ج ١ ص ١٠٦.
[٤]. صحيح البخارى: ج ٣ ص ١١١٢ ح ٢٨٩١ و ٢٨٩٢، صحيح مسلم: ج ٤ ص ٢٢٤٣ ح ٩٤ و ص ٢٢٤٥ ح ٩٥ و ٩٦.
[٥]. شيخ صدوق بعد از نقل روايتى كه بر طول عمر دجّال و خروج آن دلالت دارد، آورده است:« اهل عناد و انكار، امثال اين خبر را- كه در صحاح ستّه آنها آمده است-، تصديق مىكنند و آنها را در باره دجّال، غيبت و مدّت عمر طولانى و ظهورش در آخر الزمان، روايت مىكنند؛ امّا اخبار قائم عليه السلام را و اين را كه او مدّتى طولانى غيبت مىكند و آن گاه ظاهر مىشود و زمين را پر از عدل و داد مىنمايد از آن پس كه آكنده از ظلم و جور شده است؛ تصديق نمىكنند، با وجود آن كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امامانِ پس از او به نام و غيبت و نسب او تصريح كردهاند و از طولانى بودن غيبت او خبر دادهاند و مقصود آنها، خاموش كردن نور خداى متعال و باطل ساختن امر ولى اللَّه است:« وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ امّا خداوند نورش راى تمام مى سازد ... اگر چه مشركان راى ناخوش آيد»( توبه: آيه ٣٢) و بيشترين احتجاج آنها در امر انكار امر حجّت عليه السلام اين است كه مىگويند: اين اخبارى كه شما در اين باره روايت مىكنيد، ما روايت نكردهايم و آنها را نمىشناسيم. ملحدان و براهمه و يهود و نصارا و مجوسيان نيز همين را مىگويند كه: ما آنچه را شما مسلمانان در باره معجزات و دلايل پيامبر خود روايت مىكنيد، صحيح نمىدانيم؛ زيرا آنها را نمىشناسيم و روايت نكردهايم و از اين جهت به بطلان امر او معتقد شدهايم، و اگر دليل منكران امر غيبت، ما را ملزم سازد، دليل منكران نبوّت هم آنها را ملزم خواهد ساخت و تعداد آن اقوام از اينها افزونتر نيز هست. همچنين مىگويند: به موجب عقل ما هيچ كس نمىتواند عمرى افزون بر عمر اهل زمانه داشته باشد و عمر صاحب شما افزون از عمر اهل زمانه است. ما به آنها مىگوييم: آيا شما تصديق مىكنيد كه دجّال و ابليس در غيبت، عمرى بيشتر از عمر اهل زمانه داشته باشند؛ امّا مثل آن را براى قائم خاندان محمّد صلى الله عليه و آله روا نمىشماريد؟ با وجود آن كه در باره غيبت و طول عمر و ظهور او براى قيام به امر الهى نصوصى وارد شده است و بعضى از آن روايات را در اين كتاب ذكر كردهام، و با وجود آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده: إِذْ قَالَ كُلُّ مَا كَانَ فِى الْامَمِ السَّالِفَةِ يَكُونُ فى هذِهِ الْامَّةِ مِثْلُهُ حَذْوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ ...؛ هر آنچه در امّتهاى پيشين واقع شده است، مو به مو در اين امّت واقع خواهد شد».( كمال الدين: ص ٥٢٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٠٠).