دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩ - ١/ ١٤ مهدىعليه السلام، از نسل امام هادىعليه السلام است
به او گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! مىخواهم دينم را بر تو عرضه بدارم، كه اگر پسنديده است، تا هنگام ديدار خداوند عز و جل بر آن، پايدارى بورزم.
فرمود: «عرضه كن، اى ابوالقاسم!».
گفتم: من اعتقاد دارم كه خداوند متعال، يكى است و چيزى مانند او وجود ندارد و از دو حدّ ابطال و تشبيه، بيرون است. نه جسمى دارد و نه صورتى و نه عَرَضى و نه جوهرى؛ بلكه اوست كه به اجسام، جسميّت و به صورتها تصوير مىبخشد و اعراض و جواهر را مىآفريند و پروردگار و مالك و آفريننده و پديد آورنده هر پديدهاى است.
و اين كه محمّد، بنده و فرستاده او، خاتم پيامبران است و تا روز رستاخيز، پيامبرى پس از او نخواهد بود و آيين او، آيين پايانى است كه تا روز قيامت، آيينى پس از آن نخواهد بود.
من معتقدم كه امام و جانشين و ولىّ امر پس از او، امير مؤمنان، على بن ابى طالب است و سپس حسن و آن گاه حسين و سپس على بن حسين و سپس محمّد بن على و سپس جعفر بن محمّد و سپس موسى بن جعفر و سپس على بن موسى و سپس محمّد بن على و سپس تويى، اى سَرورم!
فرمود: «پس از من، فرزندم حسن، جانشين من خواهد بود؛ ولى جانشينِ او در ميان مردم، چگونه خواهد بود؟».
گفتم: چگونه خواهد بود، سَرورم؟
فرمود: «شخصِ او ديده نمىشود و روا نيست نامش برده شود تا خروج كند و زمين را همان گونه كه از ظلم و ستم آكنده بود، از داد و عدل بياكند».
گفتم: بِدان اقرار مىكنم. من معترفم و معتقدم كه دوستدار آنها دوستدار خدا و دشمن آنها دشمن خداست. فرمانبرى از آنها فرمانبرى از خدا و سركشى از آنها، سركشى از خداست.[١]
[١]. كمال الدين: ص ٣٧٩ ح ١، التوحيد: ص ٨١ ح ٣٧، صفات الشيعة: ص ١٢٧ ح ٦٨، الأمالى، صدوق: ص ٤١٩ ح ٥٥٧، كفاية الأثر: ص ٢٨٢، أعلام الورى: ج ٢ ص ٢٤٤( با عبارت مشابه)، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٣١٥، روضة الواعظين: ص ٣٩، بحار الأنوار: ج ٦٩ ص ١ ح ١.