دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢١ - ١/ ١ مهدىعليه السلام، از اهل بيت پيامبرصلى الله عليه و آله است
٢٥٨. الكافى- به نقل از احمد بن عمر-: مردى نزد امام باقر عليه السلام آمد و به ايشان گفت: شما خاندانى هستيد كه خداى- تبارك و تعالى- به شما رحمتى ويژه بخشيده است.
امام باقر عليه السلام در پاسخ او فرمود: «شُكر خدا، ما چنين هستيم. كسى را به گمراهى در نمىآوريم و او را از هدايت، بيرون نمىبريم. دنيا از ميان نمىرود تا آن كه خداى عز و جل مردى را از ما اهل بيت بر مىانگيزد كه به كتاب خدا عمل مىكند و كار زشتى از شما نمىبيند، مگر آن كه ردّش مىكند».[١]
٢٥٩. بصائر الدرجات- به نقل از حريز-: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «دنيا از ميان نمىرود تا آن كه مردى از ما اهل بيت قيام مىكند كه به حكم داوود، حكم مىراند و از مردم، بيّنه نمىخواهد».[٢]
٢٦٠. قرب الإسناد- به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر-: به امام رضا عليه السلام نوشتم: من مردى از اهل كوفه هستم و من و خانوادهام خدا را با اطاعت شما، مىپرستيم.
دوست دارم شما را ملاقات كنم و مسائل دينم را بپرسم ....
ايشان نوشت: «بسم اللَّه الرحمن الرحيم .... دنيا از ميان نمىرود تا آن كه خداوند، مردى را از ما اهل بيت بر مىانگيزد كه به كتاب خداى عز و جل عمل مىكند و كار زشتى نمىبيند، جز اين كه آن را رد مىكند».[٣]
٢٦١. الكافى- به نقل از ايّوب بن نوح-: به امام رضا عليه السلام گفتم: من اميد دارم كه تو همان كسى باشى كه امر ولايت را به دست مىگيرى و خداوند، آن را بدون خونريزى، به تو برساند، كه با تو بيعت شده است و سكّه به نامت زدهاند.
فرمود: «هيچ كس از ما نيست كه نامهها بر او در آيد و او را با انگشتان، نشان دهند و از او سؤال كنند و اموالى برايش بفرستند جز آن كه ترور مىشود و يا بر
[١]. الكافى: ج ٨ ص ٣٩٦ ح ٥٩٧( با سند معتبر)، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٧٨ ح ١٨٢.
[٢]. بصائر الدرجات: ص ٢٥٩ ح ٤( با سند صحيح)، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣١٩ ح ٢١.
[٣]. قرب الإسناد: ص ٣٤٨ ح ١٢٦٠( با سند صحيح)، بحار الأنوار: ج ٤٩ ص ٢٦٥ ح ٨.