علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٤
انسان و مرد بودن انبياي الهي سؤال کنند.[٢٨٧]
اين تفسير را منابع مذکور از ابنعباس و مجاهد
نقل کردهاند؛ ولي اگر خود قرآن را
معيار قرار دهيم، تفسير اول درست به نظر ميرسد. اين
پرسش از اهل کتاب به
سبب آگاهي آنها از کتابهاي آسماني خودشان بوده است، در
حالي که مشرکان مکه چنين آگاهيهايي نداشتند و تنها
در يک مورد خاص به کار رفته، امام محتواي آيه عام است. اين
محتواي عام، رجوع به عالم در اموري است که شخص نسبت به آنها جاهل است
و بر اسا احاديث مذکور و دقت در آيات مربوطه، مصداق اصلي و بارز
اين علما، اهلبيت: هستند.
نتيجه
از مجموع اين چهار آيه شريفه و تفسيري که براي آنها شده است، درمييابيم اولي الامر را چه به معناي فرماندهان جنگ به شمار آوريم و چه به معناي علما، بهترين و بارزترين مصداق آن، اميرالمؤمنين٧ است. آن حضرت مطمئنترين فرد براي رفع اختلافهاي ديني بين مردم بود و پس از ايشان نيز فرزندانش از ائمه: به اعتراف بزرگان و رهبران مذاهب اهلسنّت، عالمترين افراد زمان خود در امور ديني بودهاند.
در بحث همراهي با صادقان، کساني که مورد اقتدا
قرار ميگيرند بايد در گفتار و
رفتار خود خطايي نداشته باشند. اين افراد، غير از رسول خدا،
اميرمؤمنان، فاطمه
زهرا و حسنين: نيستند که از خطا و گناه معصوماند. آيه تطهير و حديث
کساء مويّد
اين امر هستند.[٢٨٨]
افزون بر اينکه برخي از علماي اهلسنّت بيان داشتهاند مراد از صادقان علي٧ و اهلبيت: اويند، منظور از کسي که علم الکتاب در نزد اوست نيز به فرموده مفسران اسلامي، امام علي٧ است. برخي از احاديث نبوي همچون حديث مدينة العلم نيز مويّد اعلميت اميرمؤمنان٧ هستند.
«اهل الذکر» ديگر آيهاي بود که صراحت در مرجعيت علمي اهلبيت: دارد. با توجه
[٢٨٧]. الجامع لأحکام القرآن، ج١١، ص١٠٨؛ مجمع البيان، ج٦، ص٥٥٦.
[٢٨٨]. صحيح مسلم، ص١٠٤٩ (تک جلدي)؛ الرياض النضرة، ج٣، ص١٣٥؛ المستدرک علي الصحيحين، ج٣، ص١٣٣؛ مرقاة المفاتيح، ج٩، ص٣٠٦٢؛ سنن ترمذي، ص١٠٧٩؛ ينابيع المودة، ص١٠٧؛ کفاية الطالب، ص٣٧١-٣٧٦.